چرا بايد به ايران افتخار كنيم ؟

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .
آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )
را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .
آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..
آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد .
آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .
آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .
*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ***
ياد آنان گرامي . شايد ما ذره اي ميهن پرستي را از آنان بياموزيم.

Neshoni Persian Web Search">سایت نشونی

چرا می نویسم؟ چرا هستم؟ چراهایی درمن است که خود نمی شناسم . اینکه خودم آن "چرا"هستم که اول نوشته هایم بیایم و بیش از آنکه دلیلی بر ندانستن چیزی باشم ، دلیلی بر ابهام خودم.

من هستم یا هیچم ،چه اگرننوشتنم دلیل بودن است پس مینویسم که نباشم. مینویسم تا برسم به آن هیچ.

می ریزد حروفی از من روی هوا با من ، با حروفی نامریی که نوشته مرا پیش از نوشتن.

                                                                         اردیبهشت 84

 

 

بحر طویل(1)

آنچه بر می آید نفسش را که مرا / که پسش را که مرا/تا که مرا/وا که مرا/تا سر این پنجره ها شاش کنم/هرچه که در پرده بود فاش کنم/که من از خاطره خواهش خواب شب یلدایی خود بیزارم/ناچارم؟/سربی دار فلک تار فلک تا به فلک تاب خورم/سرگرم از جگرخون به می ناب خورم/هرچه دهد باج دهم/سخت برم جان ببرم تاج سرم تاب خورم/هرچه که گوید بخرم / بار برم /یار...سرم!/که من از خنده و بی دنده و غرقاب سرم/نه به این بی خبران رشک برم/نه به آن با خبران ناز برم/تا ببرم بند سر سادگی خویش ، عجب ساده ترم/

شب بی تابی و مهتابی و امواج بلا یکسره بر غرق فنا شد سپرم/به خدا این دل دریایی من تاج سرهرچه گنهکارترم/شب بارانی این سانی تیر ارچه سر کار برم ، هرکه بخواند دوسه سطری هم از این بحرطویلم که خرابم به خدا من که خرابم که بریدم دل بی خویشتن خویش از این یکسرگی / نا نبود تا که سر کوی تو فریاد کشم/دادرس نیست که در هجر رخت داد کشم/دادوبیداد که در محفل رندان خبری از دل بی رونق ما هست اگر کم شود و عاقبت از خط نبود جز دو سه واژه که تمام است ولی آورم از پی دگرم باز...

                                                                         تیر82

سيدني لومت

يكي از جذابيتهاي هر جشنواره‌اي به غير از جايزه‌هاي اصلي و فرعي، حضور داوران و به‌خصوص مهمانان برجسته و معروف سينمايي و غيرسينمايي، وجود بخشهاي جنبي آن است كه در آن تماشاگران حوزه فيلم به مرور فيلمهاي موضوعي و يا فيلمهايي از كارگردانان و بازيگران و ديگر دست‌اندركاران معتبر مشهور و نيمه‌مشهور سينما مي‌نشينند.

جشنواره فيلم فجر هم از اين قاعده مستثني نيست و هر سال چنين بخشي براي معرفي يكي از دست‌اندركاران سينما برپا مي‌كند. امسال نيز قرار است چند فيلم از سيدني لومت -گردان برجسته آمريكايي- به نمايش درآيد.

درست است كه سيدني لومت در حد و اندازه‌هاي استيون اسپيلبرگ، استنلي كوبريك و يا مارتين اسكورسيزي مشهور نيست اما جزو كارگردانهاي كاربلد سينما به حساب مي‌آيد. لومت استاد فيلمهاي احساسي و دراماتيك است و جزو كارگردانهاي مقيم هاليوود و استوديوهاي عريض و طويل آن به حساب نمي‌آيد. قلمرو كاري‌اش مثل وودي آلن و اسكور سيزي شهر نيويورك است و تعدادي از فيلمهاي كلاسيكش را هم در آن شهر ساخته است. مانند: نزول‌خوار (1965)، سرپيكو (1973)، بعد‌ازظهر نحس (1975)، پرنس شهر (1981) و هيأت منصفه (1982).

سيدني لومت متولد 1924م. در فيلادلفياي پنسيلوانيا و بزرگ شده نيويورك است. كارش را درهنرهاي نمايشي از تآتر برادوي آغاز كرد و پيش از آنكه پايش به سينما باز شود بر روي سن تآتر برادوي بازي مي‌كرد تا اينكه موفق شد به‌عنوان فيلمبردار راهي تلويزيون شود و اولين سريالش به نام دوران طلايي را براي شبكه CBC ساخت. اما هدف اصلي لومت ورود به سينما و كارگرداني بود و با توجه به يك ضرب‌المثل قديمي كه مي‌گويد: «اگر مي‌خواهي موفق باشي خودتو بچسبون به يك آدم خيلي موفق!»، خودش را به بازيگر بسيار موفق و مشهور سينما هنري فوندا نزديك كرد و با كمكهاي او موفق شد اولين فيلمش را به نام دوازده مرد خبيث در سال 1957 بسازد. اين فيلم با وجود اينكه اولين كار لومت بود به‌شدت مورد توجه تماشاچيان و منتقدان قرار گرفت. حتي براي بهترين كارگرداني كانديداي جوايزي مانند گلدن‌كلاب و آكادمي اسكار شد و اسمش بر سر زبانها افتاد.

فيلمهاي سالهاي اوليه ورود لومت به سينما در برزخ ميان سينما و تآتر بود و براي ساخت بسياري از فيلمهاي اين دوره كاري‌اش به آثار نمايشنامه‌نويساني چون يوجين اونيل، تنسي ويليامز و آرتور ميلر رجوع مي‌كرد اما بعد از اين دوره به ساخت فيلمهاي دراماتيك و احساسي كه در ساخت آنها به‌طور غريزي استاد بود روي آورد.

بعد از ساخت دو فيلم دراماتيك حفظ شكست (1964) درباره جنگ سرد و نزول‌خوار (1965)، فعاليتش را براي چند سال در سينما محدود كرد و در كنج خانه اوقات فراغتش را به مطالعه  يا تماشاي فيلمهايي كه از پشت شهرداري نيويورك خريده بود گذراند تا اينكه بالاخره با فيلم نوارهاي اندرسون با شركت شون‌كانري
‌جيمز باند اول- در سال 1671 به سينما بازگشت. در فيلم بعدي او به نام لغزش (1973) كه درباره يك پليس حيوان صفت و وحشي بود شون كانري هم حضور داشت.

لومت هر وقت به بازيگران برجسته سينما روي آورده موفق شده فيلم خوبي بسازد درست مثل فيلمهاي سرپيكو (1973) و بعدازظهر نحس (1975) كه از فيلمهاي بسيار موفقش هستند و بازيگر اصلي هر دو آنها آل پاچينو است.

لومت براي فيلم بعدازظهر نحس براي بار دوم كانديداي بهترين كارگرداني اسكار شد. اما باز هم از اسكار خبري نبود.

اين سالها براي لومت سالهاي پرباري بودند. در سال 1976 براي فيلم شبكه با بازي في‌داناوي و ويليام هولدن براي دومين سال متوالي  كانديداي بهترين كارگرداني آكادمي شد. و در همان سال براي فيلم رؤياهاي پيپ (1976) برنده جايزه گلدن‌كلاب شد. اما در اواخر دهه 1970 با ساخت دو فيلم شاد و موزيكال ويز (1978) با بازي مايكل جكسون و فقط بگو چي مي‌خواي؟ (1980) نشان داد كه اين كاره نيست. به همين دليل مجدداً به ساخت فيلمهاي احساسي روي آورد  و دو فيلم پرنس شهر (1981) و هيأت منصفه (1982)، او را براي دو سال متوالي كانديداي بهترين كارگرداني آكادمي اسكار كرد. در نيمه دوم دهه 1980 او راهي هاليوود شد تا شايد شانس دريافت اسكار را افزايش دهد و حتي چند فيلم موفق هم ساخت كه موفق‌ترينشان هم دويدن در خلأ (1988) و كيواند (1990) بودند.

فيلمهاي سيدني لومت در سالهاي اخير ديگر قدر و اعتبار سالهاي گذشته را ندارد. با اين حال او حتي در سن 80 سالگي‌اش همچنان مشغول فيلمسازي است و شهرتش به‌عنوان كارگردان معتبر فيلمهاي دراماتيك در تاريخ سينما باقي خواهدماند.

به نقل از شماره 171 ماهنامه گل آقا

میخوای برای خودت تو آسمون یه شمع داشته باشی؟

کلیک کن

رویای طبیعت/مهناز یزدانی

آه پیش از آنکه در اشک غرقه شوم

ازعشق

چیزی بگو...

                                                  ا.بامداد

 

من سلام بی جوابی بوده ام

طرح وهم اندود خوابی بوده ام

زاده پایان روزم زین سبب

راه من یکسر گذشت از شهر شب

چون ره از آغاز شب آغاز گشت

لاجرم را هم همه در شب گذشت....

                                                                                                    ا.بامداد

نیکول کیدمن

حم......ع  س  ق

POLANSKI

پنج شنبه گذشته هنرمند شاعر، استاد م.آزاد - محمود مشرف آزاد تهرانی - دارفانی را وداع گفته.... .

 

 

«ف. و. ژ.» گفت: وقتی كسی برای كتمان عقایدش بازی می‌كند ‌یعنی كه پس عقیده‌ای هم هست. و اگر، درظاهر، همه مثل گوسفند شبیه هم‌اند اما، در باطن، هركس هویت خودش را دارد!»

فلبپ گفت: «عقیده هم ‌یكی از ریشه‌های هویت فرد است. همانطور كه پیوستن به ‌یك فرقه‌ی مذهبی ‌یا حزب سیاسی ‌یا حتا باشگاه ورزشی جستجوی نوعی هویت است. كسی كه خودش را طرفدار تیم«المپیك مارسی» می‌داند و روی برد ‌یا باخت این تیم شرط بندی می‌کند در واقع دارد روی برد یا باخت خودش شرط می‌بندد؛ با این تفاوت كه در صورت باخت می‌تواند كس دیگری را مسئول بدبختی خودش بداند. این هم، مثل تعلق به ‌یك سرزمین خاص، جستجوی نوعی هویت جمعی‌ست. اما هویت جمعی را نباید با هویت فردی اشتباه كرد.»

                                                           قسمتی از رمان چاه بابل (رضاقاسمی)