- تا ترانه نيست

سايه مي كشد دستهات روي پاييز

گم مي شوي

مثل عطر سالهاي ريخته

كه گلهاي دامنت

برگ برگ

و تولد بوسه اي محال

در انتهاي سطر.

 

2/6/83

<P align=center><IFRAME style="BORDER: #E1EAF5 2px solid;HEIGHT: 140px" name=Plinknet marginWidth=1 marginHeight=1 src="http://plinknet.mihanblog.com" frameBorder=0 width=420 scrolling=yes height=200></IFRAME></P>

 

باز کن پلک هاي چشمت را، يک پياله شراب مي خواهم

امشب از دست هاي تو باران، از تنت آفتاب مي خواهم

 

امشب آيينه وار آمده ام، تا تو را منعکس کنم در خود

چهره ات را فقط همين يک شب، ساده و بي نقاب مي خواهم

 

آبشار نگاه تو باران، با تو هستم پري دريايي

قطره قطره ببار و جاري شو، ماهي ام از تو آب مي خواهم

 

گيسوانت تداوم يلدا، برکه ها در سکوت مي ميرند

از تو امشب که سرد و تاريک است، آسماني شهاب مي خواهم

 

من تو را مثل شعر ناگفته، در پس پشتِ ناخودآگاهم

مثل روياي پاک سيّالي، در فراسوي خواب مي خواهم

 

ل ـ لبانت چه قدر مي لرزند، ب بگو اين که کار سختي نيست

ن ـ نگاهم بکن که آمدم از، ل لبانت جواب مي خواهم

 

دختر کرت هاي تاکستان، صاحب سرزمين شيدايي

باز کن پلک هاي چشمت را، يک پياله شراب مي خواهم

 

حقیقت زیبا را در کمترین کلمات بر زبان

آورید

اما حقیقت تلخ را در هیچ کلامی بر زبان

نیاورید

به دوشیزه ای که گیسوانش در خورشید

می درخشدبگوییدکه او دختر صبح است

اما اگر به نابینایی رسیدید به او نگویید که

او با شب یکی است

به نوای نی نواز چنان گوش بسپارید که گویی بهار را می شنوید .

                                                          جبران خلیل جبران

خبــــــــــــــــــــر به دورترين نقطه جهان برسد

نخواست او به من خســته ـ بي گمان ـ برسد

شكنجه بيشتر از اين ؟ كه پيش چشـم خودت

كسي كه سهم تو باشد، به ديگــــــران برسد

چه مي كني؟ اگر او را كه خواســتي يك عمر

به راحتي كسي از راه ناگهــــــــــان برسد،...

رها كني برود از دلت جــــــــــــــــــــــدا باشد

به آنكه دوســـــــت ترش داشته، به آن برسد

رهــــــــــــــــــــا كني بروند و دوتا پرنده شوند

خبر به دورتريـــــــــــــــــــن نقطه جهان برسد

گلايه اي نكني بغض خويــــــــــــش را بخوري

كه هق! هق! ... تو مبادا به گوششـان برسد

خـــــــدا كند كه ...نه! نفرين نمي كنم... نكند

به او ـ كه عاشــــــــق او بوده ام ـ زيان برسد

خـــــــــــــدا كند فقط اين عشق از سرم برود

خـــــــــــــــدا كند كه فقط زود آن زمان برسد.

 

                                             شعر از" نجمه زارع" كه آرزويش را خاك پنهان كرد.

 

من

پری کوچک غمگینی را می شناسم ...