چرا سریال lost را دوست دارم؟

      

         در این کار فوق العاده حقایق علم فیزیک  تا جاییکه می شد با جذابیتهای دراماتیک و جلوه های ویژه آمیخته شده است . مثلا این حقیقت که آنچه آینده است می تواند آنچه گذشته بوده است را تغییر دهد: شگفتی جهان کوانتوم به اثبات رسیده است، آزمایش دو جداره که نور را در دو حالت موج و ذره به اثبات می رساند به اندازه کافی عجیب و غیر قابل تصور هست. به خصوص زمانی که اعلام شود مشاهده نور می تواند آن را از موج به ذره و یا برعکس تبدیل کند. اما پدیده های عجیبتر این جهان پس از آزمایش جان ویلر فیزیکدان در سال 1978 خود را نمایان کرد. آزمایش وی نشان داد مشاهده یک ذره در زمان حال می تواند سرنوشت ذره مشابه دیگری در زمان گذشته را متحول سازد. طبق آزمایش دو جداره در صورتی که هر یک از پرتوهای نوری خارج شده از یکی از شکافهای صفحه آزمایش را مشاهده کنید، در واقع پرتو را مجبور کرده اید خصوصیات ذره ای به خود بگیرد و اگر به هدف برخورد پرتو چشم بدوزید خصوصیت موج گونه به پرتو نور بخشیده اید. اما در صورتی که پس از عبور پرتو نور از شکاف به مسیری که از آن ناشی شده است چشم بدوزید آنگاه است که پرتو نور می تواند در هر دوحالت شکل بگیرد. به بیانی دیگر زمان حال بر گذشته پرتو نوری تاثیر گذاشته است.

    اصل مهم دیگری که در این سریال استفاده شده است این است که تصور بنیادین از جهان مسئول گذشته، حال و آینده آن نیست: بر اساس نظریه نسبیت خصوصی چیزی به نام اکنون، گذشته یا آینده وجود ندارد و قالبهای زمانی به یکدیگر وابسته اند زیرا همه هستی در سرعتی برابر در حرکت است. درصورتی که انسان با سرعتی کاملا متفاوت در حرکت بود شاهد پیر شدن زودهنگام یکی از نزدیکان و یا دیر پیر شدن وی نسبت به دیگران می بود.

    احتمالا فیلم اثر پروانه ای را دیده اید. این فیلم بر نظریه چائوس یا آشوب دلالت دارد و این تئوری به گونه ای حرفه ای تر و با جزییات بیشتر در لاست استفاده شده است ؛ جاییکه حرکتی روی صفحه کلید کامپیوتر در جزیره باعث سقوط هواپیما می شود بیشتر به این نتیجه می رسیم که ذره ای در اینجا می تواند به صورت آنی بر روی ذره ای در آن طرف جهان تاثیر بگذارد.

 

چرا نام گمشدگان برای این سریال انتخاب شده است؟

       نظر شخصی من این است که اولین و بزرگترین شاهکار این سریال ، انتخاب نام آن بوده است که نهایت هماهنگی درونی و ظاهری را با محتوای آن و حقایق علمی که از آن صحبت می کند دارد. آیا هیچوقت می دانستید که  تقریبا همه جهان گم شده است؟ باید گفت که دقیقا همینطور است : می توان به جرات گفت در حدود 100 میلیارد کهکشان در جهان هستی وجود دارد که هر یک از آنها از 10 میلیون تا 10 تریلیون ستاره را در خود گنجانده اند. خورشید در مقایسه با این ستاره ها یکی از کوچکترین و ضعیفترین ستاره ها به شمار می رود و حتی می توان نام کوتوله زرد رنگ را بر روی آن گذاشت. در واقع در جهان هستی مقادیر ترسناک و عظیمی از ماده مرئی وجود دارد که انسان تنها قادر به مشاهده دو درصد از آن است. وجود این حجم ماده به واسطه نیروی گرانش آنها پیش بینی می شود و ماده تاریک که مقدار آن 6 برابر جرم ماده مرئی تخمین زده می شود، نیز بخش نامرئی جهان را تشکیل داده است. وجود انرژی تاریک به عنوان بخشی دیگر از جهان که در واقع مابقی جهان را تشکیل داده است ، موضوع را پیچیده تر خواهد کرد ، انرژی که با گسترش سریع جهان در ارتباط است و به همراه ماده تاریک همچنان ناشناخته باقی مانده است.