سيدني لومت
يكي از جذابيتهاي هر جشنوارهاي به غير از جايزههاي اصلي و فرعي، حضور داوران و بهخصوص مهمانان برجسته و معروف سينمايي و غيرسينمايي، وجود بخشهاي جنبي آن است كه در آن تماشاگران حوزه فيلم به مرور فيلمهاي موضوعي و يا فيلمهايي از كارگردانان و بازيگران و ديگر دستاندركاران معتبر مشهور و نيمهمشهور سينما مينشينند.
جشنواره فيلم فجر هم از اين قاعده مستثني نيست و هر سال چنين بخشي براي معرفي يكي از دستاندركاران سينما برپا ميكند. امسال نيز قرار است چند فيلم از سيدني لومت -گردان برجسته آمريكايي- به نمايش درآيد.
درست است كه سيدني لومت در حد و اندازههاي استيون اسپيلبرگ، استنلي كوبريك و يا مارتين اسكورسيزي مشهور نيست اما جزو كارگردانهاي كاربلد سينما به حساب ميآيد. لومت استاد فيلمهاي احساسي و دراماتيك است و جزو كارگردانهاي مقيم هاليوود و استوديوهاي عريض و طويل آن به حساب نميآيد. قلمرو كارياش مثل وودي آلن و اسكور سيزي شهر نيويورك است و تعدادي از فيلمهاي كلاسيكش را هم در آن شهر ساخته است. مانند: نزولخوار (1965)، سرپيكو (1973)، بعدازظهر نحس (1975)، پرنس شهر (1981) و هيأت منصفه (1982).
سيدني لومت متولد 1924م. در فيلادلفياي پنسيلوانيا و بزرگ شده نيويورك است. كارش را درهنرهاي نمايشي از تآتر برادوي آغاز كرد و پيش از آنكه پايش به سينما باز شود بر روي سن تآتر برادوي بازي ميكرد تا اينكه موفق شد بهعنوان فيلمبردار راهي تلويزيون شود و اولين سريالش به نام دوران طلايي را براي شبكه CBC ساخت. اما هدف اصلي لومت ورود به سينما و كارگرداني بود و با توجه به يك ضربالمثل قديمي كه ميگويد: «اگر ميخواهي موفق باشي خودتو بچسبون به يك آدم خيلي موفق!»، خودش را به بازيگر بسيار موفق و مشهور سينما هنري فوندا نزديك كرد و با كمكهاي او موفق شد اولين فيلمش را به نام دوازده مرد خبيث در سال 1957 بسازد. اين فيلم با وجود اينكه اولين كار لومت بود بهشدت مورد توجه تماشاچيان و منتقدان قرار گرفت. حتي براي بهترين كارگرداني كانديداي جوايزي مانند گلدنكلاب و آكادمي اسكار شد و اسمش بر سر زبانها افتاد.
فيلمهاي سالهاي اوليه ورود لومت به سينما در برزخ ميان سينما و تآتر بود و براي ساخت بسياري از فيلمهاي اين دوره كارياش به آثار نمايشنامهنويساني چون يوجين اونيل، تنسي ويليامز و آرتور ميلر رجوع ميكرد اما بعد از اين دوره به ساخت فيلمهاي دراماتيك و احساسي كه در ساخت آنها بهطور غريزي استاد بود روي آورد.

بعد از ساخت دو فيلم دراماتيك حفظ شكست (1964) درباره جنگ سرد و نزولخوار (1965)، فعاليتش را براي چند سال در سينما محدود كرد و در كنج خانه اوقات فراغتش را به مطالعه يا تماشاي فيلمهايي كه از پشت شهرداري نيويورك خريده بود گذراند تا اينكه بالاخره با فيلم نوارهاي اندرسون با شركت شونكانري
– جيمز باند اول- در سال 1671 به سينما بازگشت. در فيلم بعدي او به نام لغزش (1973) كه درباره يك پليس حيوان صفت و وحشي بود شون كانري هم حضور داشت.
لومت هر وقت به بازيگران برجسته سينما روي آورده موفق شده فيلم خوبي بسازد درست مثل فيلمهاي سرپيكو (1973) و بعدازظهر نحس (1975) كه از فيلمهاي بسيار موفقش هستند و بازيگر اصلي هر دو آنها آل پاچينو است.
لومت براي فيلم بعدازظهر نحس براي بار دوم كانديداي بهترين كارگرداني اسكار شد. اما باز هم از اسكار خبري نبود.
اين سالها براي لومت سالهاي پرباري بودند. در سال 1976 براي فيلم شبكه با بازي فيداناوي و ويليام هولدن براي دومين سال متوالي كانديداي بهترين كارگرداني آكادمي شد. و در همان سال براي فيلم رؤياهاي پيپ (1976) برنده جايزه گلدنكلاب شد. اما در اواخر دهه 1970 با ساخت دو فيلم شاد و موزيكال ويز (1978) با بازي مايكل جكسون و فقط بگو چي ميخواي؟ (1980) نشان داد كه اين كاره نيست. به همين دليل مجدداً به ساخت فيلمهاي احساسي روي آورد و دو فيلم پرنس شهر (1981) و هيأت منصفه (1982)، او را براي دو سال متوالي كانديداي بهترين كارگرداني آكادمي اسكار كرد. در نيمه دوم دهه 1980 او راهي هاليوود شد تا شايد شانس دريافت اسكار را افزايش دهد و حتي چند فيلم موفق هم ساخت كه موفقترينشان هم دويدن در خلأ (1988) و كيواند (1990) بودند.
فيلمهاي سيدني لومت در سالهاي اخير ديگر قدر و اعتبار سالهاي گذشته را ندارد. با اين حال او حتي در سن 80 سالگياش همچنان مشغول فيلمسازي است و شهرتش بهعنوان كارگردان معتبر فيلمهاي دراماتيك در تاريخ سينما باقي خواهدماند.
به نقل از شماره 171 ماهنامه گل آقا
saeed_physician@yahoo.com