نبش سحابی مچاله ی دیروز

مژه هات به دیوار فرو رفت

ابدیت

پر ریخت        از پلک

و پستان های سیاه چاله رگ کرد

 

بستر

چارچوب قابی عتیق

روبه جهانی

که پشت در رو می گیرد

با همین شب بخواب

فراموشی

شکلی از انگشتهاست

۸۹/۱/۲۴