رد یک قارقار سهل انگار کف اسپرم بوی شالیزار
انفجار بزرگ : یک کلمه ! خلق یک خالق ندامتکار
حکم :پرده پاره پوره درخت قوزک برگهای قافیه دار
بر ورقهای پخش توی هوا بی هوا تر کشیده بر دیوار
ومپایرهای تکه تکه شده خسته ی روزهای شب بیدار
بوی نای اتاق بی سایه مرده شور تکرر ادرار
مرگ ، سرفه ، دو قورت تنهایی هیچ- هذیان -دروغ ته سیگار
بلهوس دستپاچه تن هق هق شرم زن ----- (یک سکوت معنی دار)
خشت خونی، جنین ، کپل ، هن هن ...جیغ ! - تغییر تازه ی رفتار-
پانوشت:
تشکر از ساناز صفایی عزیز
که کلمات این شعر را شاعرانه تر پیمود.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۲/۰۷ ساعت 17:22 توسط سعیدیعقوبی
|
saeed_physician@yahoo.com