قطره های روی شیشه
زل زدن های همیشگی
و نگاه پرسشگر مادر
...
خمیازه های بعداز ظهر تابستان
که دیدن مه و باد و باران را هاشور می زند
تاول انگشتان پا در عبور شبانه از کوچه ای در " هراز"
و این سکوت تکه تکه شده روی آسفالت
...
سیگارها چقدر ثانیه ها را می شناسند؟!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۵/۰۴/۱۱ ساعت 20:5 توسط سعیدیعقوبی
|
saeed_physician@yahoo.com