۲) متافیزیک از دیدگاه پارمنیدس
طبق نظر پارمنیدس، هستی يا وجود پايدار است و تغيير و دگرگونی بر آن راه ندارد. تشکيل و نابودی هم از مواردی ست که برای هستی غير ممکن است چرا که هستی هميشه بوده، هست و خواهد بود و نمی تواند از عدم به وجود آمده باشد. در عين حال، برای هستی نمی توان نابودی قائل شد. هر آنچه که بشر می گويد، ظواهر را نشکيل می دهد و واقعيت جز اين است.
پارمنیدس "واحد سه گانه": هستی، فکر و سخن را مطرح کرد و معتقد بود که اين سه با همند. به نظر او، حدسيات و حرفهای توخالی از عدم است و بايد از آنها اجتناب کرد.
پارمنيدس اين جمله معروف را گفته که: "وجود دارد يا وجود ندارد". او هستی و عدم را با هم تعريف کرده است. هستی طبق نظر او ذهنی نيست چرا که او جهان را به شکل کروی در نظر گرفت.
در تعريف پارمنیدس از هستی، "جدايی متافيزيکی" وجود ندارد. او صرفا دو سطح برای حرف و فکر در نظر گرفته و آنها را از هم جدا کرده است. او بين درجه واقعيت (يا فکر) يعنی دانش و حدسيات فرق قائل شده و اين دو را از هم جدا کرده است.
۱. پارمنیدس شناخت واقعيت را از انسان سلب کرده و تکليف خود و ديگر فلاسفه را یک سره روشن کرده است! او اين راه را که همان راه اول ييشنهادی فرشته به اوست از توان انسان خارج می دانست.
۲. پارمنیدس جهان متافيزيکی را تقسيم بندی نکرد و ديدگاه او ساده ترين و ابتدايی ترين ديدگاه ممکن در اين زمينه است. چرا که آنچه به عقل مربوط است از حسيات جداست و می توان آنها را جداگانه بررسی کرد. اين موردی ست که وی به آن نپرداخته است.
۳. وی هستی را بدون تغيير و هرگونه تغيير در هستی را غير واقعی می داند. او زمان را از هستی حذف می کند. حذف زمان يکی از اشکالات اساسی در متافيزيک پارمنيدس است.
۴. در جمله معروفش: "وجود دارد يا وجود ندارد"، پارمنیدس دو گزاره "وجود دارد" و "وجود ندارد" را با هم آورده است. آوردن اين دو گزاره با هم باعث شده که جمله پارمنیدس همواره درست باشد. چرا که يا چيزی وجود دارد يا وجود ندارد و مورد سومی نمی توان برايش قائل شد. در حالی که بايد اين دو گزاره را جدا از هم در نظر گرفت و وجود را از عدم جدا کرد. اين مورد در فلسفه به گزاره سوفيسم معروف است.
saeed_physician@yahoo.com