تبليغاتX
خط سوم
آن خطاط سه گونه خط نوشتی...

چشم تو میل غریبی به جنایت دارد                و غزل برق نجیبی ست که چشمت دارد

بسکه زیبا شده ای دوزخ شیطان سردست         شاید این بار یکی دو بوسه مهلت دارد

کفر اندازه یک بوسه به لب نزدیکست            دست طغیان به کمرگاه تو عادت دارد

پشت این وسوسه مردیست که تا مرز جنون      مثل یک آینه با چشم تو نسبت دارد

هر شب از گم شدن ثانیه ها می ترسد            یک خدا یک شب و یک سیب شجاعت دارد

نه خدا آینه را شکست و با چشم زنی               به خودش زل زده و ذوق زیارت دارد

رنگ رسوایی سیب است به لبهای کسی         آدمی بوسه زده حوای شهوت دارد

واژه ها هول تماشای تو سرگردانند                 و غزل راوی پیریست که لکنت دارد

عمر شاعر نه به اندازه عمر غزلست              « مرگ حق است ولی عشق حقیقت دارد»

                                                                                  

                                                                                 اردیبهشت90

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/05/06ساعت 16:14  توسط سعیدیعقوبی | 

رد یک قارقار سهل انگار                           کف اسپرم بوی شالیزار

انفجار بزرگ : یک کلمه !                          خلق یک خالق ندامتکار

حکم :پرده پاره پوره درخت                       قوزک برگهای قافیه دار                       

 بر ورقهای پخش توی هوا                       بی هوا تر کشیده بر دیوار

ومپایرهای تکه تکه شده                          خسته ی روزهای شب بیدار

بوی نای اتاق بی سایه                            مرده شور  تکرر ادرار

مرگ ، سرفه ، دو قورت تنهایی                هیچ- هذیان -دروغ ته سیگار

بلهوس دستپاچه تن هق هق                  شرم زن ----- (یک سکوت معنی دار)

خشت خونی، جنین ، کپل ، هن هن         ...جیغ !  - تغییر تازه ی رفتار-

 

پانوشت:

تشکر از ساناز صفایی عزیز 

 که کلمات این شعر را شاعرانه تر پیمود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/07ساعت 17:22  توسط سعیدیعقوبی | 
نبش سحابی مچاله ی دیروز

مژه هات به دیوار فرو رفت

ابدیت

پر ریخت        از پلک

و پستان های سیاه چاله رگ کرد

 

بستر

چارچوب قابی عتیق

روبه جهانی

که پشت در رو می گیرد

با همین شب بخواب

فراموشی

شکلی از انگشتهاست

۸۹/۱/۲۴

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/08ساعت 17:45  توسط سعیدیعقوبی | 

سپیده خنده زد از آینه به بغض هوا

               كسي  نديد ، ولی شب دريده شد رسوا

و مشت وا شده محکم به خط آينه خورد

              رسيد از آینه موجي به رنگ قافیه ها

سرید روی جنین های ناقص و گم شد

              تن جنین عرق کرده لای دست خدا

سرش مداد شد و رنگ ها دوید به دور

             تنش حباب جدا مانده بر لب دریا

غزل دوید به دريا ، نشست روی لبش

             سکوت ، هستی تازه گرفت پشت صدا

هر آیه رنج غزل رد شد از تن خيسش

            به شكل زمزمه در ذهن گوش ماهي ها

براق شد به خلا خالی دو چشم و كسي

           تمام شد ، برسد به شروع ثانیه ها

جنین خواب زده کودکی گم شده بود

           نه امتداد خط آب تا ته دنيا

كسي به عمق سپيده ، به مرگ شب زل زد

          ولي در آینه گم کرد رد دریا را

 

۸۸/۱۰/۱۵

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/12/03ساعت 12:31  توسط سعیدیعقوبی | 

"سیاه مست"

«زنی که صاعقه وار آنک ، ردای شعله به تن دارد 

 ز ره نیامده خود پیداست ، که قصد خرمن من دارد»

زنی بسامد خواهشها به زیر دامن دریایی

به هر شکستن موجش تن، سیاه مست تمنایی

شبی که سایه ی تبدارش ، کنار بستر من رقصید

سکوت،  هستی شعرم شد ، فروغ غمزده ای خندید

شب از سکوت جهان ترسید ، تنش در آینه حوا شد 

نفس به ثانیه پر پر زد ، دو بال پنجره تا وا شد

دوباره وحی شد و آیه ، چکید تا خط پستانش

دهان خیس خدا گم شد به زیر نرمی دستانش

لب بهشتی آدم بود ، که رفت بر لب تبداری 

شکست دنده به دندانی، چه عشق بازی خون باری!

به حجم حاشیه خندید و ، کنار متن نشست آن زن 

به راز آینه پی برد و ، دوید مست به شعر من

ز ره نيامده هر واژه رداي صاعقه بر تن زد

به قصد شعله شدن زن را  به متن آتش خرمن زد

 

سعید یعقوبی – 29/2/88

۱- بیت اول از حسین منزوی

۲- سیاه مست : مست مست . مست خراب

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/11/06ساعت 11:22  توسط سعیدیعقوبی | 

(حسرت)

اشك باريد از ستاره قطره قطره بي امان

                    تا رسيد از راه ، زن ، خسته ، شبي گريه كنان

شب شكست و حجم كاغذ از حضورش خيس شد

                    واژه ها گم شد ميان جمله هاي بي زمان

از كنار نام زن آرام مردي واژه شد

                   خوانده و ناخوانده گم شد توي پيچ داستان

روي پله مرد مجنون ، پخش ، مثل سايه اي

                    مثل تاكي كه برويد توي باغي بي نشان

مست بود انگار مست مست يا تو فرض كن

                    كه چكانده شد همه روح جهان در استكان

زن درون استكانها شوق ليلي ، رنگ شب

                     توي هر جرعه ، تن زن مثل ميلي ناگهان

مثل يك درياي خسته از شكست موجها

                     مثل از جا مانده اي بي ناخدا، بي ساربان

پرده هاي تب دريد از داغ ليلي روي لب

                     پنجره وا شد و شب تكثير شد تا بيكران

ماه رفت وگم شد آخر واژه هاي فاصله

                     خون چكان تشييع شد چشمان زن تا آسمان

پنجره تا چشم زد چشمان شب تخمير شد

                    خانه پر از چشم شد ، چشمان مست بي مكان

صبح مثل رخوت مردي رسيد و پهن شد

                     ناودان پر مي شد از باران  شر شر ، بي امان

خيس شد كاغذ و ليلي قطره قطره محو شد

                     بغض مجنون ماند روي رد  چرخ كاروان

تاك ساقي شد ولي در حسرت يك جرعه ماند

                    ساقه هايش خشك شد لابد كنار پلكان

                                                   ۸۸/۱۰/۷

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/24ساعت 5:6  توسط سعیدیعقوبی | 

داستانک

"خودی"

      قطره های خون همه جا بود. همه جا. باورم نمی شد این همه خون از دستش رفته باشد.

***

       همیشه روبرویم می ایستاد با نگاه مسخره اش . می گفت تو احمقی ، نمی فهمی ، اصلاٌ شعور نداری . برایم شکلک در می آورد و از چشمهای عصبانی ام نمی ترسید. حرفهایش را می شنیدم. با هر تکان سرش ، سرم تکان می خورد. توی چشمهای عجیبی که به من زل زده بودند چیزی آشنا به نظرم می رسید.تند تند آوار کلمات روی سرم می ریخت. حرفهایش اصلاً ناراحتم نمی کرد. اگر خودم را تغییر می دادم ... کاش  می توانستم . نه ؛ ولی همه این حرفها را می دانستم ، همه را . با آنکه پشت سر هم حرف می زد ولی انگار لبهایش تکان نمی خورد.

     چشمهایش قرمز شده بود و وقتی به آنها نگاه می کرد خجالت می کشید. نمی توانست گریه کند با آنکه هیچ کس دیگری نبود. نباید خجالت می کشید، باید گریه می کرد. گریه کرد . هرچه بیشتر گریه می کرد احساس می کرد سبک تر شده. چند نفس عمیق کشید ، دماغش را بالا کشید و باز هم شروع کرد. حرفهایش کم کم داشت عصبانی ام می کرد.اگر همینطور ادامه می داد با مشت می کوبیدم توی دهانش. به دستش که بی اختیار مشت شده بود نگاه کردم. بعد به او خیره شدم ، هنوز با آن نگاهش سرزنشم می کرد. توی مغزم تیر می کشید. دیگر تحمل نداشتم. دستم را بالا آوردم و ...

      شکننده تر از آنی بود که تصورش را داشتم. ریز ریز ریخت روی کاشیهای سرد و تکه های تیزش همه جا پخش شد. دستم بدجوری شکافته بود. یک تکه رفته بود لای پوستش. تکه ها را که نگاه می کرد چشمانش بود که اینجا و آنجا زل زده بود به  لکه های سرخ روی صورتم!

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/28ساعت 12:32  توسط سعیدیعقوبی | 

 

چرا سریال lost را دوست دارم؟

      

         در این کار فوق العاده حقایق علم فیزیک  تا جاییکه می شد با جذابیتهای دراماتیک و جلوه های ویژه آمیخته شده است . مثلا این حقیقت که آنچه آینده است می تواند آنچه گذشته بوده است را تغییر دهد: شگفتی جهان کوانتوم به اثبات رسیده است، آزمایش دو جداره که نور را در دو حالت موج و ذره به اثبات می رساند به اندازه کافی عجیب و غیر قابل تصور هست. به خصوص زمانی که اعلام شود مشاهده نور می تواند آن را از موج به ذره و یا برعکس تبدیل کند. اما پدیده های عجیبتر این جهان پس از آزمایش جان ویلر فیزیکدان در سال 1978 خود را نمایان کرد. آزمایش وی نشان داد مشاهده یک ذره در زمان حال می تواند سرنوشت ذره مشابه دیگری در زمان گذشته را متحول سازد. طبق آزمایش دو جداره در صورتی که هر یک از پرتوهای نوری خارج شده از یکی از شکافهای صفحه آزمایش را مشاهده کنید، در واقع پرتو را مجبور کرده اید خصوصیات ذره ای به خود بگیرد و اگر به هدف برخورد پرتو چشم بدوزید خصوصیت موج گونه به پرتو نور بخشیده اید. اما در صورتی که پس از عبور پرتو نور از شکاف به مسیری که از آن ناشی شده است چشم بدوزید آنگاه است که پرتو نور می تواند در هر دوحالت شکل بگیرد. به بیانی دیگر زمان حال بر گذشته پرتو نوری تاثیر گذاشته است.

    اصل مهم دیگری که در این سریال استفاده شده است این است که تصور بنیادین از جهان مسئول گذشته، حال و آینده آن نیست: بر اساس نظریه نسبیت خصوصی چیزی به نام اکنون، گذشته یا آینده وجود ندارد و قالبهای زمانی به یکدیگر وابسته اند زیرا همه هستی در سرعتی برابر در حرکت است. درصورتی که انسان با سرعتی کاملا متفاوت در حرکت بود شاهد پیر شدن زودهنگام یکی از نزدیکان و یا دیر پیر شدن وی نسبت به دیگران می بود.

    احتمالا فیلم اثر پروانه ای را دیده اید. این فیلم بر نظریه چائوس یا آشوب دلالت دارد و این تئوری به گونه ای حرفه ای تر و با جزییات بیشتر در لاست استفاده شده است ؛ جاییکه حرکتی روی صفحه کلید کامپیوتر در جزیره باعث سقوط هواپیما می شود بیشتر به این نتیجه می رسیم که ذره ای در اینجا می تواند به صورت آنی بر روی ذره ای در آن طرف جهان تاثیر بگذارد.

 

چرا نام گمشدگان برای این سریال انتخاب شده است؟

       نظر شخصی من این است که اولین و بزرگترین شاهکار این سریال ، انتخاب نام آن بوده است که نهایت هماهنگی درونی و ظاهری را با محتوای آن و حقایق علمی که از آن صحبت می کند دارد. آیا هیچوقت می دانستید که  تقریبا همه جهان گم شده است؟ باید گفت که دقیقا همینطور است : می توان به جرات گفت در حدود 100 میلیارد کهکشان در جهان هستی وجود دارد که هر یک از آنها از 10 میلیون تا 10 تریلیون ستاره را در خود گنجانده اند. خورشید در مقایسه با این ستاره ها یکی از کوچکترین و ضعیفترین ستاره ها به شمار می رود و حتی می توان نام کوتوله زرد رنگ را بر روی آن گذاشت. در واقع در جهان هستی مقادیر ترسناک و عظیمی از ماده مرئی وجود دارد که انسان تنها قادر به مشاهده دو درصد از آن است. وجود این حجم ماده به واسطه نیروی گرانش آنها پیش بینی می شود و ماده تاریک که مقدار آن 6 برابر جرم ماده مرئی تخمین زده می شود، نیز بخش نامرئی جهان را تشکیل داده است. وجود انرژی تاریک به عنوان بخشی دیگر از جهان که در واقع مابقی جهان را تشکیل داده است ، موضوع را پیچیده تر خواهد کرد ، انرژی که با گسترش سریع جهان در ارتباط است و به همراه ماده تاریک همچنان ناشناخته باقی مانده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 10:1  توسط سعیدیعقوبی | 
...و قلب من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد

و خاصیت عشق این است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت 11:52  توسط سعیدیعقوبی | 

   براي خاطره ای که دور از آرامش خوابهایم به خواب رفت.

   کوتاه بود و آبها کناره جستجو. نم باد روشن صبح روی سطح جاده ، شهوت چشمانم را تازه می کرد. روی صفحه سفید آسمان ، خطی سبز از کرانه جدا می شد. خاک بود . گم. و انگار سطح آینه را به انعکاس دستهات می برد که پراکنده باشی روی حجم تن.نه نرمی خواب که آرامش صدای نفس بود. روی حجمی گم.مثل خواب اول صبح .سبک .عمیق. خاک بود... از کنار دیوار خزه بسته ، کرانه پیدا بود و سطح راه ، ناملایم پاهای خسته را تداوم می داد. قبرها خیس و خاکی و در امتداد .محو... درختها جیغ کشان ، برگهای کهنه را رج می زدند.آنجا بودی.ترد....ناب.... جنگل همین قبرستان روبروست.صدایم کن.تن راز سر به مهر سکوت تو را می شنود. صدایم کن .زندگی کرده ام لحظه ی رویشت را . صدایم کن. گویی خاک بوده ام.مشت مشت ریخته روی تن. در سکوت. گویی برگ .گویی آسمان صبح .گویی درخت . ریشه هایم رسوب کرده توی تن. کشاله ات تلاقی دو آبشارست .کنار قبرهای اینجا خیس می شوم.مثل لذت سررفتن از لحظه.مثل لذت آینه از گم شدن. می پراکنی ام.صدایم کن...قدم می زنم.اینجا.ردیف قبرستان را تاب می آورم . می شمارم. انگار بدن برگی کهنسالم.دور مانده ی رویشی دیرین.جدا شده از خاک . خاک آلود لحظه ام. لحظه هایم را صدا بزن. دریاب که آسمان روی رویشم آوار می شود.برگ های تن وصله وصله جداست. خاک ها ادامه ی خود را می شناسند. دست در عبور است. دست روی نسیم روبرو آشیانه می سازد. پنج روییده ی آشنا اینجایند. اینجا. کنار خیسی تو. کنار سادگی قبرها و این قبر تازه که از ابتدا بوده و حجم مرا به سایه درخت روبرو پیوند می زده. من همین بودنم. همین خواسته.همین آب.هرم همین شکنجه ی دیر سال. درخت ابدیت لحظه است. دریغ نکن. صدایم کن. هوسهای خسته ی کودکی ،گناهان معصوم هر روزه ام را باور دارند.                                                     6/2/87

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/05ساعت 13:7  توسط سعیدیعقوبی | 
سلام دوستان

خیلی وقته آپ نکردم

راستش ...

می دونم هرچی بگم نوعی توجیه الکیه!

ببخشید!

به زودی با چند پست جدید میام.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 7:13  توسط سعیدیعقوبی | 

 

«اي يار ايستادن را پايم نمي كند يارا     

دستي اگر فراز آري ، شايد دوباره برخيزم... »*

خورشيد را ستايش كن ، تا گرمي اش فراز آري

تا گرم گردد از او پشتم ، مست از كناره برخيزم

صدحيف تا مكرر شد ، عيش نبودن من بي تو

انگار سايه ي آتش را ، با فاصله برخيزم

بي بودن تو نگاه من ، سنگ است بر لب جوباري

ابر از نگاه تو آبستن ، من كي چگونه برخيزم؟

صد حرف بودن من بي تو تابيد از پس هر سطرش

از متن گريه فرو ريزد ، تا از پسش نه كه برخيزم

يك آسمان مكرر شد ، ابر نبودن خورشيدم

باران چگونه فرو ريزد؟ بي تو چرا ، زچه برخيزم؟

 

* بيت اول از سيمين بهبهاني                                                              ۲۷/۱/۸۶

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/29ساعت 11:54  توسط سعیدیعقوبی | 

قطره قطره نگرانم كه كي از آب ، جدا

شورش دست به آرامش مرداب زنم

ساده ، بي فاصله ، اما تهي از خود هر شب

حجم خشك هوسم بر نفس خواب زنم .

85/11/14

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/29ساعت 11:53  توسط سعیدیعقوبی | 

   

    گاهي فكر مي كنم همه چيز در سطح مي گذرد ، همه لحظه هايي كه به خودي خود زيبا هستند و انصاف اگر داشته باشيم بايد ديرپا هم باشند، زيبايي را در هر جغرافيايي مي تواني پيدا كني ؛ حتي در جغرافياي محدود تن.

     خوردن ، حرف زدن وهما غوشي شايد عصاره لذتهاي تو باشند ولي آنچه كه از تو به ظهور مي رسانند پاره هاي حقيقتي ناقصند ، چرا كه گوياي نياز تو هستند به لذت ، يك تنهايي آشنا كه لحظه لحظه تو را با خودش مي كشاند به عمق.

    چقدر كلمه لازم است تا تو را به لحظه انتخاب برساند ؛ به لحظه عبور .

    چقدر لحظه لازم است تا عريانت كند .

    تو مثل مجسمه هاي باستاني كه از درزهاي تنت همه عناصر هستي را عبور مي دهي بر جا ايستاده اي و به تاريكي غريبه درون تنهايي ات نگاه مي كني. پرسش ها را پاسخ داده مي يابي چرا كه خود ، ذات پرسشي . از درون مي ترسي چرا كه خود را عصاره قدرت مي داني. همه ي لحظه ها را با برنامه هستي . زندگي را تكه تكه روي خطوط زمان ثبت مي كني و مي گذري ؛ آنقدر سريع مي گذري كه گويا جهان را مثل كتاب نانوشته اي خوانده اي.

   اما فقط يك آن كافيست تا جلوي آينه بايستي...

   آني كه بتواني او را متفاوت بنامي . كه ديگري باشد و جدا از وسوسه نگاه و تن ، هماني نباشد كه تو شناخته اي ولي باشد و اين بودنش چنان شفاف و قدرتمند باشد كه همه جاي قصه ات صحبت از او كني.

   تاريكي را بداند و در تاريكي بماند.

   نبودنش را تاب نمي آوري ؛ كلمه به كلمه ؛ حرف به حرف فريادش مي كني.

   وسوسه مي شوي ؛ شبها به قلمرو رازش وارد مي شوي و پاره هاي هستي اش را در تاريكي لمس مي كني. تن ها مي شوي... تن ها كه مي شوي عطش را حس مي كني . به تنهايي كه مي رسي مثل تشنه هاي ابدي مي نوشي اش ؛ چرا كه تنهايي را چاره اي يافته اي ؛ اما باز هم در همان دايره ي هميشه اي. تاب نمي آوري ...

    جدا مانده اي .

1385/9/17

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/29ساعت 11:45  توسط سعیدیعقوبی | 

پيكره

 

     

 

      ديگر داشت تمام مي شد.مثل شمايلي قديمي از سنگ كه تراش خورده بود و باد، رفتنا با خودش تمام خاكهاي فاصله را برده بود و حالا كم كم داشت از زير خاك در مي آمد. تازه پاهاش را يافته بود.پيدا شده بود. مثل رنگ مرده ، مثل قطره هاي خون شتك بسته بود روي راه.حالا دستهاش كه دلمه بسته بود روي كمرگاه و از كنارش هدايت مي شدي به فاصله ناف و انگار خواسته باشي راهت را گم كني و حتي با تمام حواس روي فاصله تكرار شوي.تمام پيكره از زير خاك هم پيدا بود.حالا مانده بود صورتش با آن تراش شهوتي گونه ها تا خطوط باريك زير چشمها و كشيدگي اساطيري بيني و برجستگي لبها...نه لبها نبود ، زبان بود و پيدا نبود. ته خاكهاي كوچه كه انگار بوي نا آميخته مي شد با سالهاي دور ، لحظات آشنايي ، توي سايه روشن عصري تابستاني. لب ريختگي نگاه از يك جفت چشم كه ياد مي گرفت لذت را. بوسه نبود . لبي نبود . برجستگي گوشتي ناخواسته اي كه ول بود و معلق روي خاكها ؛ زبانش رانميدانست، زبانش را مي خواند و نميدانست.داشت تمام مي شد. ديگر تمام پيكره را مي شمرد. دنده به دنده ،انگشت به انگشت و لايه به لايه تا هيچ.تاهيچي جايي كه آزاد باشد.برفراز باشد مثل برجي ساخته.نزول مي كرد تا بگويد و نمي نوشت.مي گفت و گفته نمي شد.روي آجرهاي نخ نماي ديوار.عصر تابستاني خنك كه بوته ها را با بوي خاك خشك و تب مي آميخت .خشت ها را پخته بودند روي همواري زميني يافته. و آجرهاي ديوار جاي سنگ بود و شهري بنا مي شد تا سرش به آسمان برسد و تمام كند شمردن لايه ها را . تا برسد به نازكي گلو كه هنوز بين فرو دادن سيب و خفه شدن مانده بود.و تمام كوچه يك زبان كم داشت.زبانش بند آمده بود. نمي دانست.نميتوانست حتي اگر خط مي  كشيد روي آسمان و با خودش مي گفت (اينرا مي فهمم اما نميتوانم نوشت).

    باد مي آمد و مي رفت و توي كشاكش و همهمه كلمات را ذره ذره مي كشيد روي پيكره . كوچه كوره راهي مي شد روي لايه ها. لبها نبود. بوي خاك سوخته بود ، نزول مي كرد. باد كه مي آمد كناره ها را مي آشفت. پيكره از روي برج مي افتاد و دستها غرق خون دلمه بسته باز آجرها را در تلاشي ابدي مي چيدند. دنده به دنده ،آجر به آجر ، لايه به لايه و انگشت به انگشت انگار. پنجره ها رو به كوچه باز بود و درگيري هواي تازه و نگاه سرگردان يك جفت چشم كه توي سايه ديوار كنج تابستان مي نشست.برج امتداد داشت تا ته. تا گوشه ديوارها. مثل اعماق لايه لايه خاكهاي روي پيكره.

   حالا تيشه ها بود كه يك يك به زمين مي كوفت و برق خورشيدي كه انحناي اندامش را نثار تيزي نگاههايي مي كردكه خيره مي شدند و نمي ديدند.دستهايش ر ا به كمر مي زد و گرم بود.مي پرسيدند (اين خاكها را از سر كداميك بايد فرو ريخت تا تابستان ديدني تر باشد.)پيكره حالا گامهايش را مي شمردو نفسهايش را.و با حيرت آن دو نقطه درخشان پررنگ را نگاه مي كردكه انگار از اعماق ترسهاي ابدي به او نگاه مي كردند.مي ترسيد از بلندي ، دستهاش را مي فشرد به سينه. به صداي گامهاي منظم برج بالاتر مي رفت و نگاهش دهليزهايي را مي جست در درون حجمي بزرگ تا سايه ها كوچكتر باشد، تا ترس ها راكمرنگ كند.

    آخر تابستان بود و خورشيد حالا توي كوچه منتظر لحظات زرد پاييز مي شد. بوي نا از خاك سبك روي هشتي ها ولو مي شد توي هوا، مخلوط مي شد با صداي تيشه هاي سالهاي دور.شكستن ، عبور و همه كلمات پيدا و پنهان توي جرز ديوارها سرك مي كشيدند.نبود نگاهي تا آسان بياسايد از اينهمه رنگ.برج از يك طرف به سايه هاي تابستاني مي رسيد و از طرف ديگر نبود و انگار معلق روي هوا.خاك ها ريخته مي شد روي هن هني مظلوم ، روي خامي دور. جرقه هاي پشت پلك ، توي سياهي غليظ و آوار سم ضربه هاي آخر ضرب مي گرفت. ستاره ها انگار ، دنبال خط ديرين ديوارها، دستهاي پيكره اي را مي جستند كه كور و قليل و نارس از كوچه بيرون انداخته مي شد. مي توانست صدا را نشنود. با خودش باشد و بي هيچ، توي خودش باشد و باشد.

     صبح ، توي تلنگرهاي گرگ و ميش ، رگ هاي برج از عبور كلماتي باريك ، سوزن سوزن مي شد.شريان هايش داغ مي شد و آخر طاقي شكسته اي مي شد كنار هشتي ترك خورده، كه كوچه انگار براي همه تابستان ، سايه هايش را به او مديون بود.نفسهاي فشرده و ممتد ، از سمت خاك مي گذشت.عبور مي كرد و فرو مي رفت توي ذهن پيكره، مثل پژواك سم ضربه ها روي پله هاي برج.

    صداها توي باد به هم مي خورد و واژه ها مي ريخت روي پله هاي خاك گرفته.سبابه ترك خورده پيكره به جايي دور اشاره مي كرد.كنار پاگرد، در مرز آفتاب،چنبره زده بود و دستهاش كه انگار دستها نبود و فقط انگشت اشاره مانده بود با آن صراحت هميشه. صدا، بي زبان و باز بود. از پشت كنگره ها سرك مي كشيد و تا مي خواست توي خواب برج خودش را بالا بكشد از حركت مي استاد و كلماتش مثل زمزمه اي قديمي روي پله هاي مارپيچي برج مي ريخت و تا صبح روز بعد صداها بود و صداها ، نمي خواست به اين فكر كند. زير كنگره ها دنبال اين كلمات مي گشت. نمي توانست كلمات آويخته را بگيرد.كلمات آوار را . حتي كلمات خاك آلود و خاك را.روي خودش ريخته بود همه اينها را و نمي ديد. دستش را مي ديد و انگشت سبابه اش را كه اشاره مي كرد و تا مرز آفتاب و سايه خودش را كش مي داد. و اين درست همان لحظه اي بود كه مي توانست سرنوشت پيكره را تا ابد رقم بزند و بگذاردش توي سايه هايي كه تكه هاي بريده شده خورشيد را بتوان جابه جا رويش شمرد. پيكره روي پاگرد بود و سرش افتاده بود روي لكه ها و پيدا نبود. اصلاً انگار سر نداشت. با آنكه مي شد چشم خانه هاي سياه شده اش را روي خاكها رج زد. كنار استخوانهاي گوش ، آفتاب بعد از هر طلوع ، صدا ها را با خودش كش مي داد و كلمات را خشك مي كرد و مي ريخت روي پله ها ، و پيكره با لبهاي گم مي بلعيدشان. دردهايش مثل خاك خيس مي افتاد روي پله ها و فردا كه دوباره از پله ها بالا مي رفت جا به جا خشك شده بود و زير سم ضربه ها خرد مي شد و صدا ها با طنيني گنگ توي دهليزهاي برج مي پيچيد.ايستاده بود توي تنهايي خودش كه كلماتش را خودش دورش تنيده بود و تكه تكه شدنش را مي ديد و وقتي آفتاب رميده پاييز بر حروفش مي تابيد لحظه به لحظه عبور كردن خاكها را مي ديد كه مثل گياهان باستاني از كنگره ها مي آويخت.توي سياهي گوشه هاي بي نور، نجواها را  مي فهميد و شنيدن را با انگشتهاي تردش روي خاك پاگرد هجي مي كرد. حتي همه صداها با هم و يكجا توي سرش بود.همه آوازهاي دور .قدمت هميشگي تراش خوردن واژه ها .پشت سرش سايه اي روي ديوار برج بودكه توي خاك و دود طرح مبهمي از انگشت را روي تراش سنگها مي انداخت. چيزي مثل درخشش ملايم موج در آفتاب روي سنگها مي رقصيد. پس پشت  چشم خانه هاي پيكره عبور ملتمسانه باد بود كه لاي جرز پله ها جيغ مي كشيد.

5/1/84

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/02ساعت 2:25  توسط سعیدیعقوبی | 

مشهورترین هایکو نویسان ژاپن



روي ناقوس
نشسته ، خواب است
پروانه
«از كتاب هايكو،شعر ژاپني – ترجمه احمد شاملو و ع . پاشايي»

به هر كتاب هايكو كه نگاه كنيد از چهار هايكو نويس به عنوان بزرگترين هايكو نويسان ژاپن نام برده شده است. ماتسوئو باشو ، يو سا بوسون ، كوباياشي ايسا ، ماساوكا شيكي.



ماتسوئو باشو (1644 ـ 1694 م)
در يك خانواده سامورايي بدنيا آمد. درباره زمان قبل از هايكو نويس شدنش اطلاعات زيادي در دست نيست. در سال 1644 بدنيا آمد. نام كودكي اش كين ساكو بود . سالهاي زيادي از عمرش در سفر بود. و از معابد و طبيعت زيبايي ژاپن ديدن ميكرد. و در مورد آنها هايكو و نثر مي‌نوشت. او نام مستعارش را از درخت موز گرفت . باشو در زبان ژاپني به معناي درخت موز است.
بيش از ديگر شاعران ، هايكو باشو ست و باشو هايكو ست. باشو هايكو را ابداع نكرد بلكه هايكو را يك ژانر جدي و پر آوازه ساخت. قبل از باشو هايكو يك نوع بازي كم اهميتي بود كه در دربار توسط اديبان بازي ميشد. نوعي بازي با كلمات بود كه پر از جناس و كنايه بود. اما باشو هايكو را بالا برد.
مشهورترين هايكو ي باشو بركه كهن ميباشد.
بركه كهن
جهيدن غوكي
صداي آب
توجه داشته باشيد كه چگونه هر سه عنصر درين هايكو همزمان جدا و به هم پيوسته ست.
غوك ، بركه ، و صداي جهيدن غوك. اينجا عملي صورت گرفته و حركت ناگهاني و سكوتي كه براي لحظه اي با جهيدن غوكي اتفاق ميافتد.
بعضي ها اين هايكو را نوعي روشن شدگي بودايي مي بينند.و بعضي آنرا تصويري واقعي مي بينند.

 

بوسون (1716 ـ 1783 م)
يوسا بوسون دومين هايكو نويس بزرگ به شمار مي آيد. شخصيت اش با باشو تفاوت زيادي دارد. اما هايكونويس جوانتر احترام زيادي براي هايكو نويس بزرگتر قائل بود كه در هايكوها و نقاشي هايش نمايان ست. بوسون هم هايكونويس و هم نقاش بود. به عنوان نقاش ، او يكي از بزرگترين پيروان سبك نانگا شمرده ميشود.كه از نقاشان چيني آن زمان الهام گرفته اند. هرچند كه باشو يك تجربه گر بزرگ بود و آواره اما بوسون بيشتر عمرش را صرف خواندن و نوشتن و نقاشي و ميگساري كرد. او يك مرد خانواده دار بود و خودش را وقف دخترش كرد. در مورد او هايكوهاي محبت آميزي نوشت و نامه هايي كه بيانگر نگراني او از ازدواج دخترش با مردي ست كه لياقت او را نداشته ست.
بعضي از بهترين هايكوهاي بوسون تحت تاثير باشو و شاعران چيني ست اما بايد ياد اوري شود كه در ژاپن كپي و تحت تاثير شاعران و نويسندگان بزرگتر بودن جز اصلي خلق اثر ست.
براي مثال اين هايكوي بوسون
كنار بركه كهن
پير ميشود غوك-
برگهاي ريخته
بوسون به كاربرد ايماژ و رنگ مشهور ست .
گلهاي سفيد!
از شكاف ديوار
بهار مي آيد

ميانديشد
بهار اينجاست
دريا ، دريا

 

ايسا (1764 ـ 1827 م)
كوباياشي ايسا در پنجمين روز از پنجمين ماه در سال 1763 به دنيا آمد. و ياتارو ناميده شد.
ايسا نام مستعاري ست كه بعدا آنرا انتخاب كرد و به معناي يك فنجان چاي ست. بيشتر سالهاي زندگي ايسا غم انگيز است. وقتي دو ساله بود مادرش مرد و وقتي سيزده ساله بود مادر بزرگش. بعدا سه فرزندش و اولين همسرش كيكو مردند . و او را تنها گذاشتند تااينكه در سه سال آخر عمرش با يك دختر سامورايي ازدواج كرد.
در هايكوهاي ايسا خبري از زندگي غم انگيزش نيست.بر خلاف ان نشان دهنده انست كه ايسا سرنوشت خود را پذيرفته ست. ايسا به انسان گرايي و همدردي با جهان ، از يك شاليكار گرفته تا يك كك مشهور ست.
"وي زبان محاوره ولهجه‌هاي مختلف را در هايكوهايش به‌كار برده ست. ايسا چيزهاي كوچك و بي ارزش را دوست مي‌داشت و آنها را عميقاً درك مي‌كرد و به چيزهايي كه احترامي بر نمي‌انگيختند عشق مي‌ورزيد."
ايسا "قلب هايكو " شناخته ميشود. چون در مقابل نگاه واقع گرايانه بوسون و ذن درون گرايانه باشو او لحن انسان گرايانه اي دارد.
يكي از برجسته ترين هايكوهاي ايسا براي مرگ دخترش ساتو سروده ست.
این جهانِ ِ شبنمی
بی شک شبنمی ست
وهنوز...
در اين هايكو اندوهي كه از مرگ فرزندش به او رسيده صرفا در منظره اي مي گنجاند . كه در ابتدا ناپايداري زندگي با ايماژ شبنم نشان ميدهد و تكرار ان نشان دهنده پذيرفتن اين واقعيت ست. " و هنوز ..." نشان ميدهد كه او هنوز در ايسا يا در بهشت يا در هايكو يا با تناسخ زنده ست.

 

شيكي (1867 ـ 1902 م)
چهارمين هايكو نويس بزرگ ماساوكا شيكي ست . او در سال 1869 متولد شد . هايكوهايش داراي تصاوير واقعي ست و شامل اشيا و تصاوير و رنگ ها و اشكال و تقابلشان با همديگر ست.
او به عنوان هايكو نويس نو گرا شناخته شده ست. شيكي كلمه هوكو را نيز به هايكو تغيير داد.
او به جنبه روحاني و درون گرايي باشو واكنش نشان داد و برخلاف آن عمل كرد.
شيكي بيشتر عمر كوتاهش را با بيماري گذراند.
می اندیشم
این آخرين سال من ست!
ميخورم اين خرمالو را
شيكي همچنين بنيانگذار مجله هوتوتو گيسو (فاخته )در سال 1899 ست. هايكوهايش فاقد جنبه‌هاي انسان گرايانه ايسا و حسهاي روحاني و درون گرايانه باشو ست. هايكوهايش مانند نقاشي ست.
شبانه
ماه سپید تابستان
بر بادبان سپید
در بررسي هايكو اين چهار هايكو نويس نمايانگر چهار طرز نگاه متفاوت به جهانند: ديدن با روح ، با چشم ، با دل ، و با سر . باشو روحاني ست. بوسون هنرمند است. ايسا انسان گراست و شيكي واقع گرا.

 

قواعد نوشتن هايكو

نوشتن هايكو هرچند ظاهراً ساده به نظر مي¬رسد، اما قواعد و اصول بسياري دارد.
به قول رابرت فراست شاعر آمريكايي: « شعر و شاعري بدون قواعد مثل تنيس بازي كردن بدون تور است». قواعد تا جايي كه دست و پاي شاعر را نبندند و در اختيار او باشند بد نيستند.
باشو گفته است: « قواعد را بياموز و از ياد ببر». پس به عقيده او نخست بايد تمام قواعد را ياد گرفت.
در اينجا تعدادي از قواعد سنتي و جديد نوشتن هايكو در زبان¬ ژاپني و زبان¬هاي اروپايي را مي‌خوانيم. بدون شك رعايت تمام آنها در يك اثر امكان¬پذير نيست. زيرا برخي از آنها با هم سازگاري ندارند. بهترين حالت اين است كه از ميان آنها قواعد خود را برگزينيم و به كار ببريم و اگر زماني در هايكو¬هاي خود به تكرار رسيديم قواعد جديد¬تري را اعمال كنيم.
خواندن آثار بزرگان و تمرين هميشه بهترين راه تسلط به قواعد است:

1- هميشه تعداد هجاهاي هايكوي خود را بشماريد.
2- هفده هجا را در يك سطر بنويسيد.
3- هفده هجا را در سه سطر بنويسيد.
4- هفده هجا را در سه بند به ترتيب پنج، هفت و پنج هجايي بنويسيد. (قالب استاندارد ژاپني)
5- هفده يا كمتر از هفده هجا را در سه بند به ترتيب كوتاه، بلند و كوتاه بنويسيد. (قالب رايج در زبان¬هاي اروپايي)
6- كل هايكو را با يك نفس بايد بتوان خواند.
7- از فصل¬وا‍ژه¬ها (كلماتي كه به فصل خاصي از سال ارجاع مي¬دهند استفاده كنيد).
8- در پايان بند اول يا دوم ( اما نه هردو) سكوت قرار دهيد.
9- هرگز اجازه ندهيد كه سه بند هايكوي شما پشت سر هم تشكيل يك جمله كامل بدهند.
10- ترتيبي دهيد كه رابطه يا تقابل بندهاي اول و دوم تنها پس از خواندن بند سوم مشخص شود.
11- هميشه از زمان حال استفاده كنيد و در مورد اينجا و اكنون بنويسيد.
12- استفاده از اسامي خاص و ضماير شخصي را تا حد ممكن محدود كنيد.
13- تا جاي ممكن از وجه استمراري استفاده نكنيد.
14- بد نيست اگر دو بند از سه بند شما (اول و دوم) ساختار نحوي يكسان داشته باشند.

 

15- در مورد ترتيب تصاويري كه هر يك از بندها به دست مي¬دهند فكر كنيد. مثلا ابتدا يك منظره از دور، بعد بخشي از آن منظره از نزديك¬تر و در نهايت يك كلوزآپ.
16- لُب مطلب را براي بند آخر نگه داريد.
17- سعي كنيد بند اول تا جاي ممكن جذاب و گيرا باشد.
18- هميشه فقط در مورد چيزهاي معمولي، با روشي معمولي و با زباني معمولي بنويسيد.
19- به مطالعه ذن بپردازيد و بگذاريد هايكوي شما مصداق روش بي¬كلام تصويرسازي باشد.
20- اديان و فلسفه¬هاي مختلف را مطالعه كنيد و بگذاريد اثر آنها در پس¬زمينه هايكوي شما انعكاس يابد.
21- تنها از تصاوير عيني استفاده كنيد.
22- سعي كنيد به سطوح چندگانه از معنا دست يابيد. سطوح بيروني شامل تصاوير عادي و در سطوح عميق¬تر فلسفه حيات و جهان¬بيني شما.
23- از تصاويري استفاده كنيد كه برانگيزاننده انزواي خودخواسته و فقر داوطلبانه باشند. (سابي)
24- از تصاويري استفاده كنيد كه برانگيزاننده نوستالژي رمانتيك باشند. (وابي)
25- تضادها را بيابيد و در هايكوي خود به تصوير بكشيد.
26- از جناس و بازي با كلمات استفاده كنيد.
27- در مورد چيزهاي ناممكن به شكلي معمولي صحبت كنيد.
28- از تصاوير تداعي¬گر معاني متعالي استفاده كنيد ( از جنگ و جنايت و مسائل جنسي صحبت نكنيد)
29- تنها از تصاوير مربوط به طبيعت استفاده كنيد. ( از اشاره مستقيم به مسائل انساني خودداري كنيد)
30- عواطف انساني را با اشاره به جنبه¬هاي مختلف طبيعت تداعي كنيد.
31- از هرگونه اشاره مستقيم به خود در هايكو اجتناب كنيد.
32- استفاده از علائم سجاوندي (نقطه، ويرگول، خط تيره و ...) در هايكو مانعي ندارد.
33- گاهي براي ايجاد ايهام از آوردن علائم سجاوندي خودداري كنيد.
34- قواعد نگارشي زبان خود را به طور كامل رعايت كنيد.
35- از آوردن قافيه پرهيز كنيد.
36- از آوردن اوزان غير¬هجايي (مانند وزن¬هاي عروضي فارسي) خودداري كنيد.
37- از واج¬آرايي (تكرار آواهاي مشابه در يك بند) استفاده كنيد. (مثل تكرار «چ» در مصرع «سرو چمان من چرا ميل چمن نمي¬كند...»)
38- از آواهاي كلمات براي انعكاس دادن احساسات خود استفاده كنيد.
39- هميشه هايكوي خود را به يك اسم ختم كنيد.
40- از هر الهام و شهود آني به عنوان نقطه آغازي براي خلق يك هايكو استفاده كنيد.
41- از آوردن فعل¬هاي زياد خودداري كنيد

42- هر جا كه توانستيد حروف اضافه را حذف كنيد. (مانند از، در، به، با، بين، ميان، روي و ...)
43- قيدها را حذف كنيد.
44- براي هر اسم بيش از يك معرف ( توصيف كننده¬هايي مانند صفات و ...) نياوريد.
45- با هايكوي خود مثل شعر برخورد كنيد. هايكو جمله زيباي روي كارت¬پستال نيست.
46- هر هايكويي را كه به ذهنتان رسيد بنويسيد. حتي بدترينشان را. زيرا مي¬توانند الهام¬بخش آثاربهتر بعدي باشند.

ترجمه شعرهای كوتاه ژاپنی در ايران
امروزه اغلب مردم جهان شعر ژاپن را با هايكو مي‌شناسند. هايكو شعري است 17 هجايي كه در سه سطر نوشته مي‌شود، سطر اول و سوم هركدام پنج هجا و سطر دوم هفت هجا دارند. هايكو نه وزن دارد و نه قافيه و آرايه‌هاي كلامي در آن به ندرت به كار مي‌رود. حدود دو هزار سال پيش هايكو جزوي از يك فرم شعري 31 هجايي به نام تانكا بود كه از دو بخش تشكيل مي‌شد و معمولا آن را شاعران به شيوه پرسش و پاسخ مي‌سرودند. بخش نخست تانكا 17 هجا دارد و بخش دوم آن 14 هجا. تانكا به معني شعر كوتاه است و در مقابل آن چوكا قرار دارد كه به معني شعر بلند است. با اينكه در ژاپن به غير از تانكا و چوكا چندين فرم شعري ديگر هم وجود دارد، شعرهاي كوتاه محبوبيتشان بيش از بقيه است. در قرن شانزدهم ميلادي به تدريج بخش 17 هجايي تانكا مستقل شد و آن را هاكايي يا هايكو ناميدند.
هايكو در ابتدا محتوايي طنزآميز داشت و به تدريج بر اثر در آميختن با فلسفه ذن اعماق و جوانب آن گسترش يافت. ايجاز و سادگي و در عين حال عمق هايكو و هنر تصويري بديع آن علاوه بر آنكه در چهار قرن گذشته شاعران زيادي را در ژاپن به خود كشانده است، در دوره معاصر در خارج از ژاپن هم با استقبال قشر كتابخوان و شاعران و هنرمندان مواجه شده است و علاوه بر ترجمه هايكوهاي ژاپني به اغلب زبانهاي دنيا، در سراسر جهان شاعراني پيدا شده اند كه به سرودن شعر به شيوه هايكوهاي ژاپني می‌پردازند. امروزه دوستداران و هايكوسرايان سراسر جهان داراي انجمنهاي خاص هايكو در سطح محلي و ملي و بين المللي هستند و با برگزاري همايشها و سمينارهاي دوره‌اي و يا از طريق سايتهاي اينترنتي به بحث و تبادل نظر در مورد هايكو و تاريخچه و ابعاد هنري آن مي‌پردازند.

ترجمه هايكو كاري سهل و ممتنع است. سهل از اين جهت كه سادگي شعرها و به تعبير شاملو عرياني آنها در گام نخست هر مترجمي را به وسوسه مي‌اندازد كه دست به كار ترجمه شود و ممتنع از آن رو كه كمتر مترجمي است كه بتواند از عهده ايجاز هايكو برآيد و گرفتار درازگويي نشود. مانفرد هاوسمان مترجم آلماني معتقد است كه هيچ زباني غير از زبان ژاپني توانايي آن را ندارد كه در هفده هجا همان حرفي را بزند كه شاعر ژاپني در قالب هايكو بيان مي‌كند.
در ايران ترجمه هايكوهاي ژاپني با واسطه و بيشتر از روي ترجمه‌هاي انگليسي و آلماني آنها صورت گرفته است. نگارنده نمی داند كه اولين بار چه كسي به ترجمه شعرهاي ژاپني پرداخت. تا آنجا كه مي‌دانم در اوايل دهه چهل حسن فياد ترجمه چند شعر كوتاه ژاپني را در مجله آرش انتشار داد. و از آن پس نيز ترجمه‌هاي پراكنده‌اي در مجلات ادبي به چاپ رسيد و به تدريج خوانندگان ايراني با شكل بديع و غناي تصويري و معنوي شعر ژاپن آشنا شدند. سهراب سپهري و احمد شاملو از جمله كساني بودند كه دريچه‌اي از هايكوهاي ژاپني بر روي قشر كتابخوان ايراني باز كردند. سپهري چند هايكو را با ترجمه‌اي موزون عرضه كرد و شاملو با همكاري حسن فياد 12 شعر كوتاه ژاپني را با عنوان ترانه‌هاي سرزمين آفتاب ترجمه و در سال 1352 در كتاب همچون كوچه‌اي بي انتها به چاپ رساند. همو يك دهه بعد با كمك ع. پاشايي كه متخصص هنر و فلسفه شرق است كتاب مفصل هايكو را با توضيحات روشنگر منتشر ساخت و امكان شناخت نسبتاً جامع خواننده فارسي زبان را از اين نوع شعر فراهم آورد. كتاب هايكو مقدمه مفصلي در شناخت هايكو و ذن دارد. شاملو و پاشايی همچنين به معرفي مهمترين شاعران هايكوسراي ژاپني تا دوره اخير پرداخته‌اند و در كنار گزيده‌هاي زيبايي كه از بهترين هايكوها فراهم آورده‌اند تفسير و تشريح هايكوها و زمينه‌هاي ذهني و عيني آفرينش آنها را نيز باز نموده‌اند. در ترجمه هايكوها غلبه زبان شعري شاملو آشكار است و اين شايد از نمونه‌هاي قابل توجه ترجمه شعر در زبان فارسي باشد. شاملو در مقدمه كتاب يادآور شده كه مترجمان نتوانسته‌اند به كلام و زبان بي توجه بمانند. چرا كه خواننده فارسي زبان در هر صورت از طريق برداشتها و معيارهاي سنتي خويش با شعر برخورد مي‌كند.

در فاصله چاپ اين دو كتاب، كتاب ديگري به نام انديشه و احساس در شعر معاصر ژاپن به قلم دكتر هاشم رجب‌زاده ترجمه و تاليف شد كه داراي مقدمه‌اي سودمند در شناخت شعر معاصر ژاپن است. هاشم رجب‌زاده در سال 1352 روانه ژاپن شد و تا امروز در آن كشور ساكن است و در 30 سال گذشته نقش ارزشمندي در معرفي فرهنگ و ادب ژاپن به ايرانيان و ادب و هنر ايرانيان به مردم ژاپن ايفا كرده است. كتاب شعر معاصر ژاپن اولين اثر او در اين زمينه است و در آن 156 شعر از 87 شاعر دوره معاصر ژاپني ترجمه و نقل شده است. حُسن اين كتاب برخورد مستقيم و بي‌واسطه با شعر ژاپن بوده است و مترجم توانسته است ضمن مؤانست با فرهنگ ژاپن تصوير زنده و پويايي از شعر امروز اين كشور به دست دهد.
شاملو بعد از كتاب هايكو به سوداهاي ديگر خويش پرداخت. اما همكار او يعني ع. پاشايي باز هم سري به گنجينه شعر ژاپن زد و كتاب صد هايكوي مشهور را در سال 1369 منتشر كرد. اين كتاب ترجمه‌اي است از منتخباتي كه دانيل سي. بيوكانن از ميان هايكوهاي معروف ژاپني فراهم آورده و آنها را بر اساس چهار فصل سال تقسيم كرده و همراه با متن اصلي شعرها و تفسيرهاي كوتاهي بر آنها در سال 1976منتشر ساخته است. در مقدمه او بر كتاب آمده است كه در هايكو هميشه ارجاع و اشاره‌اي به فصل هست، از اين دست كه «ماه سرد» اشاره به زمستان دارد و شكوفه‫هاي گيلاس اشاره به بهار و «كرمكان شبتاب» اشاره به تابستان و برگهاي افرا به پاييز. چند سال بعد پاشايي ضمن حفظ چارچوب كتاب بيوكانن ترجمه تازه‌اي از هايكوهاي ژاپني از زبان ژاپني عرضه كرد كه يكسره با متن پيشين متفاوت است. در اين برگردان، وي از مساعدت كيميه مائه‌دا ايران‌شناس ژاپني برخورداري يافت و حاصل كار او كتابي دست اول و خواندني است. اين كتاب در سال 1381 با عنوان لاك پوك زنجره انتشار يافت.

كتاب بيوكانن در دست دو مترجم ديگر خانم مهوش شاهق و شهلا سهيل, يك بار ديگر هم در سال 1373 به بازار كتاب ايران عرضه شد با عنوان هايكو در چهار فصل. ترجمه‌هاي ديگرگون اين دو مترجم امكان مقايسه و در نتيجه درك بهتر هايكو را براي خواننده ايراني فراهم مي‌آورد.
آواي جهيدن غوك كوشش ديگري است در شناسايي شعر ژاپني كه به همت زويا پيرزاد داستان‌نويس از زبان انگليسي به فارسي ترجمه و در سال 1371 منتشر شده است. در اين كتاب مترجم نمونه‌هايي از هايكو، تانكا، و سن‌ ريو از حدود 85 شاعر ژاپني انتخاب و ترجمه كرده است. وي در مورد هر شاعر توضيحات مختصري در حد چند سطر داده است.
خانم ناهوكو تاوارتاني، مترجم ژاپني ديگري است كه در معرفي شعر ژاپن به ايرانيان نقش داشته است. وي كه داراي مدرك فوق ليسانس تاريخ و ادبيات ژاپن است پس از ده سال اقامت در ايران كتاب شعراي بزرگ معاصر ژاپن را در سال 1377 به چاپ سپرد. در اين كتاب شعرهاي ژاپني پس از عصر مي جي را كه در قالب غير سنتي سروده شده‌اند معرفي و يك يا دو شعر آنها ترجمه شده است. در كنار بعضي شعرها متن اصلي شعر و آوانگار لاتين آنها نيز قيد شده كه به كار دانشجويان زبان و ادبيات ژاپني مي‌آيد.
حميد زرگر باشي در سال 1380 دو كتاب شعر ژاپني را از زبان آلماني به فارسي برگرداند. نخست كتاب عشق، مرگ و شبهاي مهتابي را كه شامل 150 شعر كوتاه از شاعران مختلف است و ديگر كتاب گيسوي رها را كه برگردان 154 شعر كوتاه از تويوتاما تسونو شاعره معاصر ژاپني است. كتاب نخست مقدمه كوتاهي به قلم مانفرد هاوسمان مترجم آلماني اين دو مجموعه دارد درشناخت شعر ژاپن و شيوه ترجمه آنها.

ترجمه ديگري از شعرهاي ژاپني به قلم علي عبدالهي در سال 1381 روانه بازار نشر شد با عنوان شكوفه‌هاي آلو بُن كه دربردارنده آثار معتبر شعر امروز ژاپن است و از زبان آلماني به فارسي برگردانده شده است. گردآورنده كتاب گونتر دبون ژاپن‌شناس برجسته آلماني است.
احمد پوري مترجم فارسي كه در اين سالها در ترجمه اشعار شعراي بزرگ جهان از قبيل ناظم حكمت و نزار قباني و يانيس ريتسوس و پابلو نرودا اهتمام بليغي داشته است، كتاب كوچكي نيز از اشعار ميچو مادو شاعر معاصر ژاپني با عنوان خواب پروانه‌ها فراهم آورده كه در سال 1380 به چاپ رسيده است. ميچو مادو براي كودكان شعر مي‌گويد و كتاب شعرش در سال 1994 برنده جايزه هانس اندرسن شد. خواب پروانه‌ها دربردارنده 17 شعر او براي كودكان است و خواننده را با نمونه شعر كودكان در ژاپن آشنا مي‌كند.

ارزيابي اينكه توفيق مترجمان در برگردان شعرهاي ژاپني به فارسي در چه حد و پايه‌اي بوده است از صلاحيت بنده و موضوع اين نوشته خارج است. چيزي كه بايد بدان اشاره كنم تأثير ترجمه اشعار ژاپني بويژه هايكو و ساير شعرهاي كوتاه ژاپني بر شعر امروز ماست. تا قبل از ترجمه و نشر كتابهايي مثل هايكو ، شعر كوتاه به عنوان شاخه‌اي رسمي از شعر امروز ايران كمتر مطرح بود و جز محمد زهري شاعري را نمي‌شناسم يا نديده‌ام كه به استقلال كتابي در شعرهاي كوتاه پرداخته باشد. اما بعد از انقلاب و با نشر و رواج شعرهاي ژاپني در محيطها و محافل ادبي، شعر كوتاه به عنوان يك شاخه مستقل از شعر امروز مطرح و شناخته شد و تا امروز چندين مجموعه شعر كوتاه پديد آمده است. شعرهاي كوتاه منصور اوجي، بيژن جلالي، رضا مقصدي، اسماعيل رها، عمران صلاحي، علي بداغي، حسين صفاري دوست، حسين پيرتاج، علي محمد حق شناس، صادق رحماني، قدسي قاضي نوري، منوچهر فيلي، مسعود احمدي و يدالله رؤيايي و نامهاي ديگري كه اكنون در ذهنم نيست بررسي اين جريان ادبي را در شعر معاصر ضروری مي‌كند. اگر چه در شعرهاي اينان كمتر ردپايي از هايكوهاي ژاپني ديده مي‌شود (از لحاظ فضا و تصوير) ولي تجربه‌هايي نيز در سرودن شعرهاي كوتاه به سبك و شيوه هايكو در كارهاي عباس كيارستمي و كاوه گوهرين ديده مي‌شود. همچنين نبايد از تأثير ميراث شعر كهن فارسي مثل رباعيات و دوبيتي‌ها و قطعات كوتاه انوري و سنايي و ابن يمين در شعر امروز غافل شد.
براي اينكه از بحث هايكو دور نيفتيم و اين نوشته را به ساماني رسانيم، نمونه‌ای مقايسه‌ای از ترجمه‌هاي فارسي هايكوهاي ژاپني از مترجمان مختلف ارائه مي‌شود.

 

1)   باشو

بر بركه كهن
غوكي ناگاه فرو مي‌جهد
صداي آب./ترجمه پاشايي

درون بركه كهن
غوكي به ناگهان مي‌جهد
آواي آب./ترجمه شاهق و سهيل

بركه‌يي كهن
آواي جهيدن غوكي در آب./ترجمه پيرزاد

بركه‌اي باستاني
صدايي كوتاه
از پرش قورباغه‌اي./ترجمه زرگرباشي

بركه كهن، آه!
جهيدن غوكي ـ
آواي آب./ترجمه شاملو و پاشايي

آبگيري ديرينه‌سال
غوكي بدان جهيد
صداي آب./ترجمه پاشايي و مائه دا


2) موريتاكه

گلبرگ به خاك افتاده
بر جست و به شاخه گل نشست
ها، اين پروانه بود!/ترجمه شاملو

گلبرگ فرو افتاده آيا
به شاخه خويش باز مي‌تواند جست؟
نه، پروانه‌اي بود آن./ترجمه شاملو و پاشايي

گل افتاده ، به شاخه
ديدم كه باز مي‌گردد
پروانه است./ترجمه پاشايي و مائه دا

گلي به زمين افتاده
به شاخه بازگشت:
وه، يك پروانه!/ترجمه پيرزاد

اين آيا برگ فرو افتاده‌اي است
كه بر شاخه تاب مي‌خورد؟
آه نه ... پروانه‌اي بود./ ترجمه زرگرباشي

شكوفه افتاده
به شاخه باز مي‌گردد
بنگر، پروانه‌اي. /ترجمه شاهق و سهيل

شكوفه افتاده
به شاخه باز مي‌گردد
نگاه كن، پروانه‌اي!/ ترجمه پاشايي

برگي از شاخه فتاد
باز برجست و نشست
آه, اين شاپره بود./ ترجمه سهراب سپهري

3) چي‌يو جو

آه، نيلوفر صحرايي!
دلو به دام افتاده است
من در پي آب بودم./ ترجمه شاملو و پاشايي

نيلوفر صحرايي
دلو چاه مرا اسير كرده است
براي آب به جاي ديگر خواهم رفت./ ترجمه پاشايي

نيلوفر صبحگاهي
دلو را گرفته است:
آب خواستن از ديگري./ ترجمه پاشايي و مائه دا

نيلوفر پيچ
دلوم را اسير كرده
گدايي آب خواهم كرد./ ترجمه شاهق و سهيل

نيلوفري به گل نشسته
بر گرد دلو چاه من پيچيد
آب از خانه همسايه مي‌كشم./ترجمه زرگرباشي

بايد به گدايی آب بروم
نور صبح
چشمه‌ام را تسخير کرده است./ترجمه رشيد کرباسی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 9:3  توسط سعیدیعقوبی | 

حرف نوشت !

اينا متن sms هاییه كه چند شب پيش بين من و مهدي (كاميار) رد و بدل شد. شايد هيچ شباهتي به شعر يا داستان يا هر ژانر ادبي ديگه اي نداشته باشه (كه مطمئناً نداره)و به همين خاطر براي من و اون محترمه:

 

سعيد:كسي كه در حال تولد نباشد، در حال مرگ است.

مهدي: كوتاه ترين فاصله بين در ورودي . در خروجي زندگي متولد نشدن است. (از پرويز شاپور)

سعيد: كودكي كه در بدو تولد مي ميرد، بر روي در خروجي دنيا متولد شده است. (از پرويز شاپور)

مهدي:كودكي كه در بدو تولد مي ميرد، روياهاي ما را باخود مي ميراند تا روياهاي ما جان بگيرند و ديگر هيچ

سعيد: و ديگر هيچ خاطره اي از آينده نماند

مهدي: كودكي كه در بدو تولد مي ميرد، امكان اولين گريستن و اولين ضربه بر پشت (اولين درد) را با خود به نزد همزاد خود ميبرد.

سعيد: و پايان همزاد با مرگ كودك آغاز ميشود.

سعيد: و اولين و آخرين را يك آن فرا ميخواند . چه اگر سايه كودك نيز در درازاي زمان امتداد ميگرفت ، پير ميشد، چرا كه به كدورت خاك و آب و نفس آغشته بود.

مهدي : و همزادش آنقدر گريه ميكند تا كه نميرد.

سعيد: وَ تا ما.....

مهدي : و باذكر اينكه ، همزادِ همزاد ، خود در مرگِ كودك شبيه پيرمرد خنزر پنزري درحال خنديدن است و اولين گريه نوزاد بعدي از شنيدن صداي خنده ايست كه فقط يكبار شنيده ميشود.

سعيد: و باز ميشود گره هاي زمان ، كه تا ابديت فقط همين يك قدم كافيست.....

و پيرمرد برميگردد

مهدي : پيرمرد     پيرمرد

         وقتي بچه مي شم، همه اش به پيرمرد فكر مي كنم ، ولي وقتي پيرمرد مي شم

         (خوشبختانه) يادم نمياد.

سعيد: و يادمون نمياد كه بر نمي گرديم.

مهدي: بله ، ما مي گرديم ولي بر نمي گرديم.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/26ساعت 13:15  توسط سعیدیعقوبی | 
اس ام اس عاشقونه , monica ,

 عکس خوانندگان عربی , عکس رولا سعد , تم ویندوز ویستا , دیود زنر , دانلود نامحدود از rapidshare , اهنگ فیلم میوه ممنوعه , اهنگ سریال شکرانه , حمید عسکری , تیتراژ سریال پول کثیف , تیتراژ سریال میوه ممنوعه , موسیقی سریال میوه ممنوعه , مدل مو مردانه , مدل آرایش صورت , هک بلوتوث , کتاب الکترونی , نرم افزارسونی اریکسون , عکس ویتالی , دانلود ترانه های فریدون فرخزاد , دانلود آهنگهای محمد اصفهانی , فیلم دانلود , زندگینامه مولوی , شهرام ناظری دانلود , ی , آلبوم جدید فریدون , اس ام اس تازه , خودشناسی , مطالب جالب , دوربین مخفی خنده دار , دختر خوشگل ایرانی , اس ام اس مذهبی , آلبوم جدید فریدون , عکس از یانگوم , قسمت 50 سریال جواهری در قصر , دیکشنری بابیلون , دانلود رایگان موزیک ایرانی , دانلود رمان , تیتراژ پایانی یک وجب خاک , تیتراژ یک وجب خاک , دانلود احسان خواجه امیری , بازار خودرو , فیلم راز , ترفند موبایل , ارایش صورت , مدل لباس زنانه , مدل کفش , ناجی زیبا , عکس و جواهری در قصر , های جواهری در قصر , دانلود نرم افزار حسابداری هلو , عکسهای امین حیایی , عکس خوانندگان ایرانی , سریال شکرانه , سایت بازار کار , آرایش صورت , بنتون , کاملیا انتخابی , فطر , اس ام اس های جالب , شکار لحظه ها , شهادت آب , سوتی , غذاهای ایرانی , دختر ایرونی , میسترس مهشید , اس ام اس فطر , اس ام اس های جالب , mihanblog , آلبوم جدید اندی فرودگاه , آهنگ جدید همایون , عکس های یونسنگ , عکس یانکوم , عکس شین بی , افسر مین , یانگوم قسمت 50برنامه ماه عسل , انقلاب ترنس , موزیک سریال میوه ممنوعه , آویزون , کلیپ موبایل , دانشگاه کلمبیا , طرح عکسهای یانگوم جواهر در قصر , قسمت 53 جواهری در قصر , بهنوش بختیاری , دانلود , mortal kombat 5 , دانلود بازیهای آتاری , سنگ ماه تولد , , تاج عروس , عکس ایران , عکس عروسی یانگوم , لباس کودک , گالری مدل لباس , مدل لباس کودک , جوک , nancy , nancy agram , مدار فلزیاب , دانلود فیلم مستر بین , آهنگهای قدیمی مهستی , havaye tazeh , دانلود موسیقی آذری , زندگینامه پروین دولت آبادی , عکس , مبایل , دانلود کلیپ , archive , جوک الیاس , سایت روزنامه البرز , مقالات جالب , عکس ماشین , آهنگ خنده دار , روابط دختر وپسر , جیگر , کیلیپ ایرانی , , جوک الیاس , قسمت 49 یانگوم , قسمت آخر یانگوم , عکسهای یونسنگ , های جواهری در قصر , کلیپ یانگوم , عکس. , suncalendar , دانلود bt info , تم ویستا برای xp , بابیلون , دانلودرایگان فیلم , ریجستری , دانلود فیلم کوتاه , google erths , tofel , عکس ایرانی , کفش زنانه , اس ام اس سرکاری , آهنگهای کوچه بازاری , ترانه های قدیمی , دانلود فیلم مستقیم , دانلود فیلم کازابلانکا , کتاب الکترونیکی فارسی , عکس مهناز افشار , rambod javan , لاله اسکندری , اس ام اس 1386 , اس ام اس های سر کاری , البوم جدید همایون , ضربه مغزی , دکتر شریعتی , goonagoon.nasseh , ایران خودرو , fahsha , clips , عکس ایرانی , اس ام اس 1386 , اس ام اس امروز , یانگوم من , یانگوم قسمت48 , یانگوم قسمت46 , جواهری در قصر , قسمت 49 یانگوم , عکسهای جواهری در قصر , بهنوش بختیاری عکس , خوانندگان عربی , cfosspeed , babylon free download , free danlod , براش , براش فتوشاپ , فارسی ساز موبایل , لباس عروس2007 , اویزون , عکس ایرانی , مدل کفش زنانه , گالری لباس , محسن یگانه ماه عسل , عکس گرافیک , کلیپ استخر , کلیپ استخر زنانه , دانلود فیلم کوتاه , دانلود آهنگهای هایده , دانلود هایده , دانلودفیلم , کوچه بازاری , سایت دانلود کتاب , irpdf.com , مرجان محتشم , دانلود , آهنگهای جدید , خلیج فارس , ماشین سواری , میسترس و برده , اس ام اس انگلیسی , آهنگهای جدید , البوم جدید همایون , اس ام اس های سر کاری , اس ام اس های روز , اس ام اس عید , جوک و اس ام اس با حال , جوک های جدید , عید فطر اس ام اس , عکس های شده یانگوم , عکس های سریال جواهری در قصر , عکس های امین حیایی , free downloads center , تم برای ویندوز xp , ابزار دسکتاپ , دانلودرایگان نرم افزار , coming , داستانهای , مدل ارایش , عکس عاشقانه , دسته گل عروس , کلیپ رقص دختران , کلیپ موبایل ایرانی , یانگوم , اسلیمی , , دانلود آهنگهای افغانی , اهنگهای مهستی , دانلود فیلمهای دراکولایی , هوای تازه فیلم , دریافت فیلم , دانلود کتابهای فارسی , کتابهای الکترونیکی فارسی , niki karimi , اس ام اس انگلیسی , اس ام اس های روز , اس ام اس عید , جوک جدید , جوک های جدید , عید فطر اس ام اس , شعر طنز , مطلب طنز , دیدنیهای زاده , لاریجانی استعفا , استعفا لاریجانی , تست هوش , persian geraphic , ترفندستان , الگوریتم ژنتیک , دانلود فیلم همسفر , دانلود حمیرا , زندگی نامه پروین دولت آبادی , تلمبه زدن , س-ک-س , کلیپ ایرانی , داستان , ماشین عروس , نجات غریق , لاریجانی , خوشگل , عکس دختر ایرونی , اس ام اس و جوک , عروس , مدل کت ودامن , مدل کت و دامن , مزاحم تلفنی , کلیپ رقص ایرانی , محمدرضاگلزار , اس ام اس سرکاری , اس ام اس زشت , تصاویر با کیفیت , زنگ موبایل , lcd گرافیکی , جزوه مدار , تریستور , دختر ایرونی , سایت الکترونیک , پروین دولت آبادی , کتاب دانلود , عکس با زیگران , عکس بازیگران , ایرج جیگرای ایرونی , عکس هرزه , کس دختر ایرانی , کرک نرم افزار هلو , کلیپ ایرانی , عکسهای جالب , دکتر مایک , خسرو مترجمی , دانلود آفلاین , کار , ابراهیم میرزائی , پنجشنبه تعطیل , تونل سفارت انگلیس , مهاجرت مشروطه خواهان به قم , فرقه یزیدیه , فلاحیان , , طرح های گرافیکی , بهنوش بختیاری , جنیفر لوپز , دخترای ایرونی , انجمن تخصصی برق الکترونیک , fpga , مولتی متر , آموزش ارگ , علوم غریبه , بحارالانوار , تبدیل word به pdf , دانلود کتاب اینترنتی , دانلود کتاب pdf , کتابهای , مقالات pdf , کتاب کوثری , نیکی کریمی , فروش ساعت , تست هوش , آگهی استخدام , mss , شمقدری , علی کردان , ماه رمضان , انتخابی فر , / , عکس باکیفیت , نقش فرش , ایران گرافیک , mobile wallpaper , فونت انگلیسی , جزوه مدار1 , تبدیل pdf به word , کتاب موبایل , کتاب های الکترونیکی فارسی , کتاب های الکترونیکی , کتاب الکترونیکی pdf , . , عکس عربی , عکس , کلیپ س ک , کلیپ ی ایرانی , کلیپهای , کلیپ , کلیپ ک س , کلیپهای , البرزورزشی. , عکسهای تهران قدیم , کلیپ دوربین مخفی , هلو , عکسهای پارسا پیروزفر , ترانه علیدوستی , عکسهای خوانندگان عربی , عکس از بازیگران هندی , sms khafan , , فروش کارت dvb , نیاز مندیها , نیازمندیها , نرم افزار کامفار , مواد چاق کننده , ابراهیم میرزایی , احمد رضا خرمی , دانشگاه کلمبیا , قرص اسهال , ملکه زیبایی , سازمان حسابرسی , اس ام اس سر کاری , بهنوش بختیاری , عکس دخترای ایرونی , عکسهای استخر زنان , آموزش avr , التراسونیک , کنترل فازی , مدار1 , دختران خوشکل , لینک باکس , لینک باکس , بزرگترین سایت دانلود , دانلود مقاله , یانی , عکس ویلا , , adsl مشهد , آگهی رایگان , اعطای نمایندگی , یانگو , سایت خبری تابناک , عصرایران , فرقه یزیدیه , , ش , لایه اوزون , کاملیا انتخابی , لاریجانی استعفا , محمد رضا پهلوی , چه گوارا , تابناک بازتاب , کسروی , اس ام اس زیبا , اس ام اس خنده دار , persian clip art , کاغذ تذهیب , گالری عکس , کتی هولمز , عکس از استخر زنان , پروتل , برق الکترونیک , z80 , / , pt2262 , javanelec , جزوه الکترونیک , مدارات plc , مدارفرمان , مقالات الکترونیک , مقاله الکترونیک , کدهای ایرانسل , دانلود کتاب الکترونیکی فارسی , دانلود رایگان کتاب , دانلود word to pdf , بزرگترین سایت دانلود کتاب , بزرگترین سایت دانلود نرم افزار , پروین دولت ابادی , پی دی اف , ساخت ایمیل , زندگی نامه پروین اعتصامی , زندگینامه پروین دولت آبادی , سایت دانلود فارسی , دانلودکتاب الکترونیکی , کتاب فارسی دانلود , کتاب الکترونیکی فارسی , کتب الکترونیکی , کتابهای الکترونیکی , دانلود کلیپ ایرانی , دانلود آهنگهای شادمهر , دانلود کلیپ , داستانهای , داستان , با خاله , لیس زدن , خوشگل , عکس دختر ایرنی , عکس جیگرای ایرانی , عکس دختر ایرانی , عکس دختران , جیگر ایرانی , جیگرای ایرانی , فارسی , خرید اکانت راپیدشیر , دانلود کارتون , دانلود فیلمهای خارجی , عکس پژو , عکس های جلب از دختران , عکس های بهنوش بختیاری , عکسهای خوانندگان عرب , shahrukh khan , عکس های خوانندگان ایرانی , عکس از بهنوش بختیاری , سریال رابین هود , آموزشphp , آموزش exel , وام , جواهری در قصر , تعبیرخواب , اینترنت ماهواره ای , روستا , نرم افزار خوشنویسی , تابناک سایت , احمدرضا خرمی , احمدی نژاد کلمبیا , ابراهیم عزیزی , حذف سه صفر , قطب زاده , کارت سوخت , سایت خبری فرارو , سپاه قدس , سعید امامی , سقوط هواپیما در تایلند , سقوط هواپیما تایلند , سقوط هواپیما در تایلند , / , حوادث , عکس گرافیکی , شمسه , pershian graphic , آرم , دختران ناز خارجی , عکس از استخر زنان , عکس لب دادن , خوشگل ایرانی , nansi , کلیپ موبایل , پیزوالکتریک , الکترونیک صنعتی , مقاله plc , منابع کاردانی به کارشناسی , منبع تغذیه سوئیچینگ , مدار مخابراتی , فرمولهای انتگرال , دختران ایرانی , روزنامه.ورزشی , alborzsport.net/ , خوشگل ایرونی , دوربین مخفی , سینه , فقط عکس , عک ایرانی , کیلیپ ایرانی , دانلود تورنت , دانلود نارسیس , دانلود نارسیس 5 , دانلود مترجم , روانشناسی رنگها , طرفه نگار , خبرگزاری بازتاب , باز کردن کانال های کارتی , dcw , آهنگهای قدیمی ایرانی , مشاوره چیست , هک کارت تلفن , کارت سوخت هک , کرک هلو 5.3 , عکس پای دختران , عکس -18 , josie maran , تا دلت بخواهد عکس داره , گالری عکس های جالب , عکسهای خوانندگان ترک , عکس مرسدس بنز , آموزش هک , sms طنز , عامل ناشناخته , ماده 103 , فروش لپ تاپ , فیلم نیک , ژورنال لباس عروس , فروش آپارتمان , بازار اتومبیل , املاک تهران , اگهی استخدام , تعبیرخواب , خدمات , دانلود آفلاین , خسرو مترجمی , درس روستا , اقامت دبی , آموزش ایمیل , dvb کارت , سر سرباز هخامنشی , سایت تحلیلی فرارو , سایت خبری فرارو , فرهادی , صدور کارت سوخت المثنی , کارت سوخت- سکس-سکسی-sex-sexy-erotic-porn-porno-hot

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/22ساعت 2:0  توسط سعیدیعقوبی | 

اگر که بیهده زیباست شب

برای چه زیباست شب

برای که زیباست

+ نوشته شده در  شنبه 1385/06/11ساعت 23:46  توسط سعیدیعقوبی | 

       كلمه ها را مي دوم

       ميخ مي شوم روي كلمه اي كه مي كوبد      

       مثل چكش

    دستم نمي رسد به نقطه هايي كه بگذارم

                                                 روي "سعرم"

 


حالا ايستاده ام

روي «پله اي» كه

كلمه بعدي اش را نمي دانم.

 مهر 80

+ نوشته شده در  شنبه 1385/06/11ساعت 23:32  توسط سعیدیعقوبی | 

- تا ترانه نيست

سايه مي كشد دستهات روي پاييز

گم مي شوي

مثل عطر سالهاي ريخته

كه گلهاي دامنت

برگ برگ

و تولد بوسه اي محال

در انتهاي سطر.

 

2/6/83

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/28ساعت 16:58  توسط سعیدیعقوبی | 
<P align=center><IFRAME style="BORDER: #E1EAF5 2px solid;HEIGHT: 140px" name=Plinknet marginWidth=1 marginHeight=1 src="http://plinknet.mihanblog.com" frameBorder=0 width=420 scrolling=yes height=200></IFRAME></P>
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/26ساعت 11:17  توسط سعیدیعقوبی | 

 

باز کن پلک هاي چشمت را، يک پياله شراب مي خواهم

امشب از دست هاي تو باران، از تنت آفتاب مي خواهم

 

امشب آيينه وار آمده ام، تا تو را منعکس کنم در خود

چهره ات را فقط همين يک شب، ساده و بي نقاب مي خواهم

 

آبشار نگاه تو باران، با تو هستم پري دريايي

قطره قطره ببار و جاري شو، ماهي ام از تو آب مي خواهم

 

گيسوانت تداوم يلدا، برکه ها در سکوت مي ميرند

از تو امشب که سرد و تاريک است، آسماني شهاب مي خواهم

 

من تو را مثل شعر ناگفته، در پس پشتِ ناخودآگاهم

مثل روياي پاک سيّالي، در فراسوي خواب مي خواهم

 

ل ـ لبانت چه قدر مي لرزند، ب بگو اين که کار سختي نيست

ن ـ نگاهم بکن که آمدم از، ل لبانت جواب مي خواهم

 

دختر کرت هاي تاکستان، صاحب سرزمين شيدايي

باز کن پلک هاي چشمت را، يک پياله شراب مي خواهم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/19ساعت 10:6  توسط سعیدیعقوبی | 

حقیقت زیبا را در کمترین کلمات بر زبان

آورید

اما حقیقت تلخ را در هیچ کلامی بر زبان

نیاورید

به دوشیزه ای که گیسوانش در خورشید

می درخشدبگوییدکه او دختر صبح است

اما اگر به نابینایی رسیدید به او نگویید که

او با شب یکی است

به نوای نی نواز چنان گوش بسپارید که گویی بهار را می شنوید .

                                                          جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/05ساعت 12:38  توسط سعیدیعقوبی | 

خبــــــــــــــــــــر به دورترين نقطه جهان برسد

نخواست او به من خســته ـ بي گمان ـ برسد

شكنجه بيشتر از اين ؟ كه پيش چشـم خودت

كسي كه سهم تو باشد، به ديگــــــران برسد

چه مي كني؟ اگر او را كه خواســتي يك عمر

به راحتي كسي از راه ناگهــــــــــان برسد،...

رها كني برود از دلت جــــــــــــــــــــــدا باشد

به آنكه دوســـــــت ترش داشته، به آن برسد

رهــــــــــــــــــــا كني بروند و دوتا پرنده شوند

خبر به دورتريـــــــــــــــــــن نقطه جهان برسد

گلايه اي نكني بغض خويــــــــــــش را بخوري

كه هق! هق! ... تو مبادا به گوششـان برسد

خـــــــدا كند كه ...نه! نفرين نمي كنم... نكند

به او ـ كه عاشــــــــق او بوده ام ـ زيان برسد

خـــــــــــــدا كند فقط اين عشق از سرم برود

خـــــــــــــــدا كند كه فقط زود آن زمان برسد.

 

                                             شعر از" نجمه زارع" كه آرزويش را خاك پنهان كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/02ساعت 14:4  توسط سعیدیعقوبی | 

 

من

پری کوچک غمگینی را می شناسم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/02ساعت 8:40  توسط سعیدیعقوبی | 

شبانه، عطر ، خنده ، تب ، دقایق نفس نفس

                                            شروع مرد ساده ی اسیـــــــر عاشق قفس

و مرد ساده خیره شد که عنکبوت عشق زن

                                            چگونه تار می تند به دور طعمه اش : مگس

زنی خلاصه ی خودش ، عمیق مثل آینه!

                                            قشنگ مثـــل خاطره و مثل خنده اش عبث!

سوال ساده ی مگس ، عبور گرم تارها

                                       جواب ساده ای نشد ، که عشق بوده یا هوس؟

صدای وزوز مگس به روی ظرف پر عسل

                                مگس ،گناه مرد و ، زن ، تنش عسل ، همین و بس!

                                        

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/18ساعت 20:12  توسط سعیدیعقوبی | 
انگشتانت

آیه به آیه

کفر تنم را انکار کرد

و لبهایت

ورد زیر لب شد

تا ترس شب را فراموش کنم

بوسه به بوسه ایمان آوردم...

*

چشمانت را بستی

پیامبران دروغ

فرشتگان عقیم را

چوب حراج زدند

و بهشت

آیه های تقلب شد

در کتاب خالی بستر.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/18ساعت 19:46  توسط سعیدیعقوبی | 
كجا بود آن جهان كه كنون به خاطره ام راه بربسته است...

كجا بود آن جهان كه كنون به خاطره ام راه بربسته است...

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/17ساعت 12:2  توسط سعیدیعقوبی | 
نمی دانم این نبودن توست که تنهایی ام را

رنگ می زند

یا گم شدن نیمه ناپیدایم 

نمی دانم

باران حتی نمی گذارد آشفته بمانم

تازه ام می کند

تنهایم می گذارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/11ساعت 20:33  توسط سعیدیعقوبی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
saeed_physician@yahoo.com
saeed.yaghooby@gmail.com

سعید یعقوبی
آمل

کارگاه شعر و داستان آمل
انجمن دوستداران حافظ آمل

پیوندهای روزانه
كلمات ساده تر


آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1390
اردیبهشت 1390
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
اسفند 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
تیر 1386
فروردین 1386
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آبان 1384
پیوندها
ساسان ملکشاه
عصر دوشنبه
ماندالایز
مهدی کامیار
احسان رضایی
فرزاد زاهدی
فرنوش رضایی
سید حسین خلیلی
شبپره ها و باران
مسعود رجایی(عضو خاندان)
دکتر سیامک بهرام پرور
گلاره و نارنج طلا
حامد سلیمان تبار
اهورا دیدار
شروین سبطی
حمید اسدزاده
لنترانی
محسن اسحاقی
کامبیز رحمانی
کوهیار ابراهیم نژاد
فتوبلاگ نگین
سیما نوذری
نگین
رختخواب دوشیزگی
نستر جهان
نازی
بهاره مکرم
بانوی خاکستری
ستایش
Ben
بوتیمار
علی یوسفی
در مه
علی سروی
دانیال رحمانیان
دختر آسمان
احتشام سلیمانی
دختر اردیبهشت
الناز معتمدی
آرزو
فروزان مظفری
همدل
نگار
رقص روی سیمهای خاردار
امید نقوی
کبوتر عشق
خرت و پرت
مهتا
روزهای ناب بودن
اسامه شمس
سکوت دل
باران
علی شفاعت پناهی
مریم بانو
مریم پالیزبان
الهام حیدری
فرازمند
آبان
کرم کتاب
ناژین
آیه های مذاب
Nothing Else Matters
نارگل
پریناز
حوا
روهولا
رها
رسپینا
روح سرگردان
ساعت بی کوک
ابراهیم در برف
غزل خط سوم
سحر ولد بیگی
ساناز صفایی
راز نیاز
کوچه های دلم
سفالین
رز سفید
دختر نارنج و ترنج
oooساراooo
پرستو ارسطو
عسل بانوی خودمون
سید مهدی موسوی
هفت اقلیم
دافی نگار
دکتر خنگ باکلاس
من مرده ام
پارسا
Dj dokhi
آنسوی دلتنگی
حامد ابراهیم پور
دولاب
الهام
امیر سنجوری
الهام میزبان
فریبا
فریاد یاس
غزلبانو
فکر برتر
گره کور
اتوبوس شب
آخرین جنگ ایرانیان
جاده
بهزاد خواجات
کیمیا
عروس فصل برفی
لیدا
مهشاد
کلک خیال
ماندانا ابری
غزال
معین
نیلوفر
یادداشتهای یک دختر جذاب
هدا
شیدا
متولد ماه مهر
رومینا
دختر رویاها
سیاه مشق کودکانه
مجتبی
شب یلدا
شبنم
شعر و ادبیات پارسی
سودالیت
صبا.ر
مریم فیروزی
عاشقانه های یک کروموزوم
کامران محمدی
بیطرف
ترنم
ترتیزک
مریم توفیقی
سورنا
رجب بذرافشان
گلخزان من
زهرا
برنز
ذهن روسپی
خاتون
یاسر ساجدی
زنانگی‌های یک‎زن وراج
من و زندگی
فاریا
توهمات یک آمیب 45 کروموزومی
خود .......................ارضایی
کیوان قنبری
محمد لوطیج
روجا چمنکار
مهرداد فلاح
میرا
حمیدرضا عرفانی فر
روزهای سالومه
آنسوی دلتنگی
قلمسر
وبلاگ ادبی کانون دیلم
پایگاه اطلاع رسانی تاریخ و تمدن ایران(علیرضا)
عه تا
تذکره الشعرا
مبهوت
ابوالحسن برزگر
شطحیات شیخنا
الکساشیرفي احوالات الکساخیل
مرا بخوان
زخمه
رزبار خاتون
انجمن مجازی شاعران ایران
یک صندلی به جای تمام نبودنت
رزا نصیری
مرتضی روشن بین
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 



Congratulations!


The script is running in the title bar!!





 

 

 

 

 

 

 

explorer blog